تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
بيا كه بىگل روى تو اشكم از سر مژگان * چو شبنمى است كه از نوك خار لرزد و ريزد

قبول كشميرى

عبد الغنى بيگ قبول تخلّص كشميرى ، شاگرد داراب بيگ جويا و رفيق نوّاب هدايت اللّه خان نايب وزير بهادر شاه بود و من بعد پيش نوّاب سيّد صلابت خان مىماند . « 1 » هذا من ديوانه :
نيست در سر فكر روزى صاحب شمشير را * باشد از ناخن كليد رزق در كف شير را
*
بىاصل هركه ديد بناى زمانه را * آيينه‌وار ساخت ز يك خشت خانه را زاهد چو سبحه يافت ، ز مى گشت بىنصيب * يك‌جا نداد چرخ به كس آب و دانه را
*
كم نشد حسنش از دميدن خط * كرّم اللّه وجهه ابدا نيك و بد پيش من نمىباشد * ما ندانيم منهم و منها
*
بسم اللّه آن‌كه « 2 » منكر شعرى بگو جواب * موزون چراست آنچه به قرآن مقدّم است ؟
*
ناله‌ام چون ديد در طفلى پدر * گفت اين بابا فغانى مىشود
*
روى نيكوى او همىخواهم * اين بود معنى نكوخواهى

قطعى

قطعى تخلّص شخصى است . منه :
رخم چو برگ خزان رنگ زعفران دارد * بهار زندگىام روى در خزان دارد « 3 »

قابل

محمّد پناه قابل تخلّص ، مرد آزادوضع در درويشى و شاگرد ميرزا بيدل بود . منه :
قابل در اين زمانه ز آدم نشان مخواه * چندين هزار سال ز آدم گذشته است
هامش
( 1 ) . تذكرهء شعراى كشمير 303 : در سنهء 1138 ه . ق . فوت شد . ( 2 ) . متن : بسم اللّه اگر . از تذكرهء شعراى كشمير تصحيح شد . ( 3 ) . بيت بعد از روز روشن 662 :خوش است قطع تعلّق ز همدمان قطعى * زمانه تيغ جدايى چو در ميان دارد
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 539 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده