برآ اى جان ز تن بهر نثار اكنون كه يار آمد * اگر روزى مرا در عاشقى خواهى به كار آمد
از شاهنامهء اوست :
غبار آنچنان شد هوا را حجاب * كه ره بست بر دعوت مستجاب
يلان غرق آهن ز سر تا به پا * چو صورت كه گيرد در آيينه جا
قديمى گيلانى
نقّاش بود . منه :
چاره در عشق تو جان دادنم از درد و غم است * طرفه دردى است دلم را و دواى عجبى « 1 »
قاسم كازرونى
ممدوح ملّا محمّد صوفى است . « 2 » منه :
درون خانهء چشم تو مردمان هستند * كه در ميان حرم مىزنند « 3 » قافله را
قانعى
معيشت كمردوزى داشت . وى راست :
يارم ز غمزه تير و ز ابرو كمان كشيد * از روى خوب هرچه رسد مىتوان كشيد
قديمى
مردى ظريفطبع بود . منه :
هامش
اولاد امير سيّد جنابدى است . عدد ابيات شاهنامهء او ده هزار بيت است و كتاب ليلى و مجنون را نيز به دستور شاه طهماسب حسينى صفوى بهادر خان به اتمام رسانيده ، عدد ابيات آن دو هزار و پانصد و چهل بيت است . كتاب كارنامه را نيز در بحر ليلى و مجنون ، حسب الامر طهماسب شاه نظم ساخته و عدد اشعار آن نسخه به هزار و پانصد بيت رسيده . كتاب خسرو و شيرين را به نام شاهزاده سام بن شاه اسماعيل به انجام رسانيده است و عدد ابيات آن كتاب سه هزار بيت است .
آتشكدهء آذر 73 : ميرزا محمّد قاسم ، از سادات عصر شاه طهماسب صفوى است .
( 1 ) . در تحفهء سامى 138 به اين صورت آمده :ديدهام رويى و عاشق شده جاى عجبى * طرفه دردى است دلم را و دواى عجبى( 2 ) . دانشمندان و سخنسرايان فارس 186 : حكيم ابو القاسم انصارى امامى كازرونى ، فرزند ابو حامد فرزند نصر البيان از دانشمندان و شعراى قرن دهم و يازدهم هجرى است و از شاگردان خواجه افضل الدّين محمّد بن حبيب اللّه تركمانى كه قاضى عسكر شاه طهماسب اوّل صفوى و مولى وجيه الدّين سليمان قارى فارسى بود . صاحب ترجمه را تأليف پربهايى به نام « سلّم السّموات » در تراجم حكما و شعراست .
آتشكدهء آذر 305 : قاسمى كازرونى ، اسمش ابو القاسم خلف شيخ ابو حامد و از تلامذهء ميرزا جان است .
( 3 ) . همان : ره زنند . دو بيت ديگر اين غزل از همان منبع :اجل كجاست كه برهم زنيم سلسله را * رها كنيم حريفان بدمعامله را
نشان دوست ندانم و گرنه از شادى * به يك قدم بسپارم هزار مرحله را