قوام الدّين
حاجى قوام الدّين خان ابو اسحاق ابن ابى طاير ، كمالاتش در عالم ظاهر است . خواجه حافظ از شاگردان اوست . از اوست :
اى دل برو معتكف كوى مغان باش * مى دركش و خاك ره رندان جهان باش
بىبادهء تحقيق صفا نيست قواما * اى دل چو صفايى طلبى طالب آن باش
قاسم انوار
حضرت شاه قاسم انوار تبريزى است . در نفحات الانس است كه در اوايل ارادت به خدمت شيخ صدر الدّين داشت . بعد از آن به صحبت شيخ صدر الدّين على يمنى كه وى از اصحاب شيخ اوحد الدّين كرمانى بود رسيده و خدمت او را پسنديده . انتهى الحاصل سيّد موصوف در هرات آمد و كمال شهرت يافت . شاهرخ ميرزا متوهّم شده حكم استخراج سيّد نمود . سلطان بايسنغر گفت كه من به لطيفه سيّد را روان مىكنم . شاهزاده به خدمتش رسيد . سيّد فرمود كه اى شاهزاده پدرت مسلمان و پادشاه مسلمانان است . مرا به چه سبب از شهر بيرون مىسازد ؟ شاهزاده فرمود كه اى خداوند بر فرمودهء خود عمل فرمايند :
قاسم سخن كوتاه كن ، برخيز عزم راه كن * شكّر بر طوطى فكن ، مردار پيش كركسان
سيّد بر دانش او آفرين گفته فى الحال رخت رحلت بربست و در سنهء 803 در خرخيز جام وفات يافت . « 1 » من ديوانه :
مرا عشق تو رسواى جهان كرد * همين است از دو عالم حاصل من
طريق عاشقى وانگه سلامت ؟ * معاذ اللّه ز فكر باطل من
قيرى بغدادى
شيخ قيرى بغدادى است . منه :
هامش
( 1 ) . نفحات الانس 6 : مولدش سراب كه قريهاى است در نواحى تبريز . ديوانش به نام انيس العاشقين معروف است و ترجيعبند هم گفته . در محلّى كه از خراسان عزيمت عراق نمود در راه به قصبهء خرجرد جام رحلت فرمود . از اوست :رنديم و عاشقيم و نظرباز و جامهچاك * با دولت غم تو ز فكر جهان چه باك ؟*از حد گذشت قصّه درد نهان ما * ترسم كه ناله فاش كند راز جان مادهخدا : سيّد على بن نصر بن هارون بن ابو القاسم حسينى يا موسوى تبريزى ، ملقّب به معين الدّين يا صفى الدّين و متخلّص به قاسم و مشهور به قاسمى و شاه قاسم ، از عرفاى قرن نهم هجرى است . دست ارادت به سلطان صدر الدّين موسى بن شيخ صفى الدّين اردبيلى جدّ سلاطين صفويه داده و از طرف او به قاسم انوار ملقّب گرديد . صحبت شاه نعمت اللّه ولى ماهانى را نيز دريافته و در قزوين و سمرقند و گيلان و هرات و خراسان سياحتها كرد و در هرات به ارشاد پرداخت . شاهرخ ميرزا از نفوذ او در مردم به هراس افتاد و قاسم را از هرات بيرون راندند . او مدّتى در بلخ و سمرقند گذرانيد و مشمول عنايت الغ بيگ گرديد . سرانجام در اثناى مراجعت به وطن خود در قريهء خرجرد يا قصبهء لنگر جام از توابع نيشابور اقامت كرد و به سال 835 يا 837 يا 838 درگذشت . آثار او عبارتند از : مثنوى انيس العاشقين ، مثنوى تذكرة الاولياء ، ديوان شعر .