فقيرى
طاقيهدوزى مىكرد . منه :
ساخت پابوس تو اى سرو سرافراز مرا * گر تو با خاك برابر نكنى باز مرا
فرقتى
ابو تراب خان فرقتى تخلّص ، پسر ميرزا على خان است . ملّا وحشى به او تعلّق خاطر داشت . « 1 » منه :
مجنون تو را عار ز عريانى تن [ نيست ] * پروانهء پر سوخته محتاج كفن نيست
*
سخت انديشه از اين اشك دمادم دارم * من غم خويش ندارم ، غم عالم دارم
چون گل تازه كه در آب نگه مىدارند * عكس رخسار تو در ديدهء پرنم دارم
فايز
مير علاء الدّين فايز تخلّص ، صبيهزادهء شاه عبّاس ماضى است . منه :
به چشمم برنمىگردد نگاه از روى زيبايش * كه گيرد دامن نظّاره را مژگان گيرايش
فاضل كاشانى
ملّا فاضل كاشانى ، اشعارش از صد هزار بيت متجاوز است . منه :
گمان مبر كه مرا سرمه گشته زيور چشم * كه بىتو خاك سيه كرده است بر سر چشم
فاتح
ميرزا محمّد قلى فاتح تخلّص ، نويسندهء سركار غلامان شاهزاده ايران بود . « 2 » منه :
گرت اميد درستى است ، خويش را بشكن * كه موميايى آدم شكستگى باشد
فرصت
محمود بيگ فرصت تخلّص داشت . « 3 » منه :
هامش
( 1 ) . روز روشن 617 : ابو تراب بيگ انجدانى يا جوشقانى ، از تلامذهء صادق بيگ نقّاش است و در سنهء 1026 فوت كرد . از اوست :بسى شب از هجوم آرزو در گنج تنهايى * تو را حاضر تصوّر كردم و بر گرد سر گشتم( 2 ) . روز روشن 593 : ميرزا محمّد على اصفهانى . از اوست :بىتعلّق فارغ است از آفت آوارگى * آب گوهر در وطن باشد گهر هرجا كه هست*در بزم اشتياق بتان چون نهال شمع * آبى نخوردهايم كه آتش نكردهايم( 3 ) . تذكرهء شعراى آذربايجان 1 / 499 : از توپچيان شاه عبّاس صفوى است . از تاريخ تولّد اين شاعر گمنام اطّلاع صحيحى در