تا خاصيت باده به من پير مغان گفت * چندان نىام از توبه پشيمان كه توان گفت
فهمى كاشى
فهمى كاشى كرباسفروش معاصر حاتم كاشى بود . « 1 » منه :
جمال را نگرم يا خرام را بينم ؟ * كدام را بگذارم ، كدام را بينم ؟
فارغ
محمّد ابراهيم فارغ تخلّص ، پيش ظفر خان احسن بود . « 2 » منه :
حسن بىعاشق نمىآيد به كار * شمع بىپروانه تير بىپر است
*
به هركه مىنگرم غير خود نمىبينم * به خودشناسى من هيچكس نمىباشد
فغفور لاهيجى
پيش ظفر خان احسن بود . جامع علوم و فنون موسيقى و آن در خدمت پرويز سلطان بود . « 3 » منه :
ملاحت تو گواه است و شوربختى من * كه بىنمك بسرشتند خاك آدم را
*
آرايش حسن تو ز مژگان تر ماست * از بهر سر زلف تو اين شانه در آب است
*
كس نيست همچو من عبث روزگار خويش * بىكارم اينقدر كه نيايم به كار خويش
هامش
( 1 ) . آتشكده آذر 45 : صاحب ديوان است و مهاجات او با اكثر موزونان خصوص مولانا وحشى يزدى مشهور و ركيك است . از اوست :تو سادهلوحى دل بين كه بر سر راهش * نكرده وعده نشاند به انتظار مرا*اگر ناخوانده در بزمش روم كز وصلآسايم * كسى او را طلب ناكرده برخيزد كه مىآيم( 2 ) . روز روشن 596 : ميرزا محمّد ابراهيم اصفهانى برادر ملّا غيرتى است . در عهد شاهجهان به هندوستان رسيد و در شهر لاهور نقد حيات باخت . از اوست :نيست كارى به دير و كعبه مرا * آرد مىخواهم از ميان دو سنگ*برهمن ما را مسلمان خواند و زاهد بتپرست * هركسى در آينه خود را تماشا مىكند( 3 ) . تذكرهء ميخانه 453 : پدرش سيّد احمد از مقرّبان خان عالىشان خان احمد گيلانى بوده و فغفور در اوّل جوانى ، رسمى تخلّص مىكرده ، با حكيم شفايى ملاقات كرده است . در خدمت شاه عبّاس حسينى صفوى بود و بعد به هندوستان رفته و در ركاب شاه نور الدّين محمّد جهانگير پادشاه قرار گرفت و در شهر اللّهآباد در سنهء 1029 فوت كرد . ديوان او از قصيده و غزل قريب پنج هزار بيت باشد .