كار دلم ز غم به تپيدن رسيده است * اين نيم قطره خون به چكيدن رسيده است
فردى مشهدى
در همان عصر بود . منه :
ما و دل هريك مرادى از خدا مىخواستيم * او تو را مىخواست ، « 1 » ما درد تو را مىخواستيم « 2 »
فريبى بخارى
فريبى بخارى است . منه :
گفتمش چرخ فريبى را كشت * گفت آسود ز سرگردانى
فريبى رمّال
در همان عصر بود . منه :
در خاك و خون فتاده ز زخم خدنگ تو * دارد هزار دغدغهء صلح [ و ] جنگ تو
فنايى مشهدى
مير على اصغر مشهدى فنايى تخلّص ، در همان عصر بود . « 3 » منه :
به ميزان نظر حسن تو را با ماه سنجيدم * ميان اين و آن فرق از زمين تا آسمان ديدم
فتحى ملكابادى
در همان عصر بود . منه :
فتحى كه رنگ اين چمن از آب چشم اوست * هرگز به كام خويش گلى بو نمىكند
فخرى بنارسى
در همان عصر بود . منه :
ملكخويى كه فرزند رسول است * اگر ز ابرار « 4 » نبود « 5 » ناقبول است
فردى تهانيسرى
در همان عصر بود . منه :
هامش
( 1 ) . متن : مىخواست و . تصحيح شد .
( 2 ) . متن : رديف « مىخواستم » . تصحيح شد .
( 3 ) . روز روشن 638 : به پيشهء علّافى بسر مىبرد و در خط نستعليق دستگاهى داشت . از اوست :من ژوليدهمو با عقل از آن بيگانگى دارم * كه در عشق پريرويى سر ديوانگى دارم( 4 ) . متن : زادار . تصحيح قياسى .
( 5 ) . متن بزد . از افاضات استاد محمّد قهرمان تصحيح شد .