تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
كار دلم ز غم به تپيدن رسيده است * اين نيم قطره خون به چكيدن رسيده است

فردى مشهدى

در همان عصر بود . منه :
ما و دل هريك مرادى از خدا مىخواستيم * او تو را مىخواست ، « 1 » ما درد تو را مىخواستيم « 2 »

فريبى بخارى

فريبى بخارى است . منه :
گفتمش چرخ فريبى را كشت * گفت آسود ز سرگردانى

فريبى رمّال

در همان عصر بود . منه :
در خاك و خون فتاده ز زخم خدنگ تو * دارد هزار دغدغهء صلح [ و ] جنگ تو

فنايى مشهدى

مير على اصغر مشهدى فنايى تخلّص ، در همان عصر بود . « 3 » منه :
به ميزان نظر حسن تو را با ماه سنجيدم * ميان اين و آن فرق از زمين تا آسمان ديدم

فتحى ملكابادى

در همان عصر بود . منه :
فتحى كه رنگ اين چمن از آب چشم اوست * هرگز به كام خويش گلى بو نمىكند

فخرى بنارسى

در همان عصر بود . منه :
ملك‌خويى كه فرزند رسول است * اگر ز ابرار « 4 » نبود « 5 » ناقبول است

فردى تهانيسرى

در همان عصر بود . منه :
هامش
( 1 ) . متن : مىخواست و . تصحيح شد . ( 2 ) . متن : رديف « مىخواستم » . تصحيح شد . ( 3 ) . روز روشن 638 : به پيشهء علّافى بسر مىبرد و در خط نستعليق دستگاهى داشت . از اوست :من ژوليده‌مو با عقل از آن بيگانگى دارم * كه در عشق پريرويى سر ديوانگى دارم( 4 ) . متن : زادار . تصحيح قياسى . ( 5 ) . متن بزد . از افاضات استاد محمّد قهرمان تصحيح شد .