تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
اسير و ناظم هروى و درويش واله از شاگردان اويند . « 1 » هذا من ديوانه :
گفتم كه بشكفيم دو روزى در اين چمن * ديديم روى عالم و بد شد شگون ما
*
فرداست وعده جنّت و امروز شد نصيب * آرى خلاف وعده كريمان چنين كنند

فكرى

مير على عزّت فكرى تخلّص داشت . منه :
بلبلى دى در قفس مىمرد و مىناليد زار * كاى دريغ ايّام عمرم در گرفتارى گذشت

فكرى

فكرى ديگر در همان عصر بود . « 2 » منه :
از زلف سوى غمزه گريزد دلم به عجز * مظلوم ما « 3 » هميشه به ظالم برد پناه « 4 »

فكرى اصفهانى

محمّد رضا فكرى تخلّص ، صفاهانى است . ميان او و حكيم شفايى مهاجات واقع شده است . در هندوستان آمده ، در ملك دكن فوت شد . « 5 » منه :
اگرم ز اشك گلگون ، شده لاله‌گون زمين‌ها * نتوان شدن پشيمان ، گل عاشقى است اين‌ها
*
به چه سرمايه كنم جاى به خاك در او * من وفادار و وفا « 6 » قدر ندارد بر او

فايض خوانسارى

مولانا على فايض تخلّص خوانسارى ، معاصر تقى اوحدى است . منه :
هامش
( 1 ) . روز روشن 629 : اين فصيح ملازم حسن خان بن حسين خان حاكم هرات بود و وى در سنهء 1031 از اين عالم رحلت نموده . از اوست :از آن ترسم كه فرداى قيامت * همين امروز فرداى تو باشد*ايزد جزاى مستى من كى دهد مگر * لب‌تشنه در شراب شعور افكند مرا( 2 ) . روز روشن 636 : فكرى اكبرآبادى . ( 3 ) . روز روشن : من . ( 4 ) . در روز روشن اين بيت قبل از بيت مذكور آمده است :خواهم به زلف يار كنم آن‌قدر نگاه * كز عكس او سفيدى چشمم شود سياه( 5 ) . روز روشن 636 : محمّد رضا بيگ اصفهانى خلف شيخى بيگ است . ماهر علم سياق بود و در سنهء 1020 از فكر دنياى دنى رهيد . از اوست :دم كشتن نكشم آه ، از آن مىترسم * كه به آيينهء تيغ تو غبارى برسد( 6 ) . روز روشن : وفادار وفا .