تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
من كه در اين ميكده فيّاضىام * صاف و كدر هرچه رسد راضىام
آخر در سنهء 1003 در بلدهء لاهور فوت شد . « فياض عجم » « 1 » تاريخ وفات اوست . منه :
در باديهء عشق مزن گام تمنّا * عاشق نبود آن‌كه برد نام تمنّا
*
دلم از وعدهء وصلش كجا خشنود مىگردد * كه مىگويد ولى از گفتهء خود زود مىگردد
*
بالاى چشم ابروى مشكين آن غزال * مدّى بود كه بر سر ابرو كشيده‌اند
*
دل در خم زلفش رود و بازپس آيد * مرغى كه شد آموخته خود در قفس آيد

فايض نظيرى

با مولانا نظيرى وصلتى داشت . منه :
به سان گرد فتادم بر آستانهء تو * مگر نسيم قبولم ز خاك بردارد

فايض

ملّا شيخ على فايض تخلّص ، برادرزادهء مولانا عبد الرّزاق اصفهانى است . منه :
ز عالم فارغ است آن دل كه مجذوب الهى شد * شود كوتاه دست غير از ملكى كه شاهى شد

فاضل

زين العابدين فاضل تخلّص داشت . « 2 » منه :
فاضل ، دل و ديده‌ام ز هم پاك‌تر است * چندان‌كه دلم خوش است ، غمناك‌تر است بر رغم فلك شكفته‌ام ورنه چو گل * هرچند شكفته‌تر دلم چاك‌تر است « 3 »

فخرى

در همان عصر بود . منه :
هر آن‌كه صورت او ديد دل ز جان برداشت * چه صورت است كه زو دل نمىتوان برداشت
هامش
( 1 ) . برابر است با سال 1004 ه . ق . اگر عبارت را به « فيض عجم » تغيير دهيم ، تاريخ آن درست مىشود . ( 2 ) . نصرآبادى 418 : زين العابدين خوزانى ، از قرّاء اعظم اصفهان و برادر ملّا عبّاس مركب‌فروش است . فاضل تخلّص مىكرد . ( 3 ) . دو بيت رباعى را از نصرآبادى نوشتيم . در متن فقط اين بيت ناقص آمده :بر رغم فلك شكفته‌ام ليكن چون گل * هرچند شكفته‌تر دلم چاك است