تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
در امتحان مدّعى ضايع مكن « 1 » بيداد را * يك دم تغافل بس بود اين عشق بىبنياد را
*
ز افسونش به چنگ آورده بودم * دل بىطاقتم ديوانگى كرد بلنداقبالى دشمن بلا شد * و گرنه كوهكن مردانگى كرد

فكرى

مير سيّد محمّد فكرى تخلّص ، در سنهء 943 فوت شد . « 2 » منه :
چشمى كه نداشت تاب نظّارهء يار * شد اشك‌فشان به پيش آن سيم عذار در سيل سرشك عكس رخسارش ديد * نقش عجبى بر آب زد آخر كار

فنايى زيّانى

آقا شاهكى فنايى تخلّص زيّانى ، در همان عصر بود و زيّان قريه‌اى است از مضافات اصفهان . منه :
خضر كه بهر تو يك بار جان نكرده فدا * چه بهره‌اش بود از عمر جاودانى خويش ؟

فقيرى تبريزى

در همان عصر بود . منه :
چو تير از دل كشم با تير آن مه جان برون آيد * چو شخصى كز پى تعظيم با مهمان برون آيد

فيضى

مولانا على فيضى تخلّص ، قبل از فيضى تربتى بود . منه :
هامش
نگارستان سخن او را سبزوارى نگاشته‌اند . آخر عمر در مشهد مقدّس عزلت گزيد و در سنهء 975 يا 989 به خنجر مرگ دلفگار گرديد . كتاب نگارستان و تاريخ جهان‌آرا از مؤلّفات اوست . از اوست :غم دل چو پرسى اى جان ، نفسى بساز با من * كه فراق ديدگان را غم دل دراز باشد به حريم بزم و صلى كه فرشته ره ندارد * كند آرزو فگارى كه ز اهل راز باشدتاريخ ادبيات صفا 5 / 1555 : وى در سال 975 ه . ق . وفات يافته . كتاب نگارستان وى مجموعه‌اى است از داستان‌ها و روايت‌ها و منقولات جالب كه از كتاب‌هاى تاريخ فراهم آمده است و كتاب جهان‌آرا ، تاريخى است عمومى و مشروح از خلقت تا سال 972 ه . ق . اين بيت از اوست :پس از عمرى نشيند گر دمى پيش من آن بدخو * ز بخت طالع برگشتهء من زود برخيزد( 1 ) . متن : بكن . تصحيح شد . ( 2 ) . رياض العارفين 382 : فكرى خراسانى ملقّب به جامه‌باف ، اصلش از تربت حيدريه ، چون اغلب اشعارش رباعى است به مير رباعى مشهور شده و در سنهء 973 فوت شد . از اوست :بر صفحهء هستى چو قلم مىگذريم * حرف غم خود كرده رقم مىگذريم زين بحر پرآشوب كه بىپايان است * پيوسته چو موج از پى هم مىگذريم
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 503 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده