فالمعطى هو اللّه و انت المشكور و ان لم تعطيه فالمانع هو اللّه و انت المعذور » . از اشعار اوست :
شب نيست كه خون دل غمناك نريخت * روزى نه كه آبروى من پاك نريخت
يك شربت آب خوش نخوردم همه عمر * تا باز ز راه ديده بر خاك نريخت
فخر الدّين
فخر الدّين صفاهانى ، معاصر پادشاه خاتون « 1 » كه سلطنت كرمان داشت . « 2 » منه :
رفتم به طبيب و گفتمش بيمارم * بر من نگريست
از اوّل شب تا [ به ] سحر بيدارم * درمانم چيست ؟
نبضم چو طبيب ديد ، گفت از سر لطف * گريان بريان
جز عشق ندارى مرضى ، پندارم * نتوانى زيست
فريد احول
سخنور كامل است . او در عهد صاعديه ظهور يافته . « 3 » اين بيت از قصيدهء اوست :
نماز شام كز امواج اين درياى دولابى * فروشد زورق زرّين ، برآمد طشت سيمابى
فيروز شاه
از پادشاهان دهلى است و آثارش ، اليوم ، خارابنيان و كوهنشان است . « 4 » منه :
خرّم آن روز كه از يار پيامى برسد * تا دل غمزده يك لحظه به كامى برسد
فخر الدّين
مولانا فخر الدّين ، مصنّف تاريخ بناكتى ، در عهد ابو سعيد خان بود . « 5 » منه :
هامش
( 1 ) . دهخدا : دختر شاه شجاع مظفّرى بوده است .
( 2 ) . دهخدا : شمس الدّين محمّد بن سعيد ، از نثرنويسان قرن هشتم هجرى و معروف به شمس فخرى است . در سال 745 كتابى در لغت فارسى موسوم به معيار جمالى نوشت و آن را به نام پادشاه خوشقريحهء فارس ، شيخ ابو اسحاق اينجو مصدّر كرد . تاريخ تأليف كتاب در قطعهاى مركّب از يازده بيت در مدح شيخ ابو اسحاق ذكر شده است .
( 3 ) . تعليقات سعيد نفيسى بر لباب الالباب 762 : فريد الدّين احول اسفراينى ، از شعراى قرن هفتم است كه بيشتر عمر خود را در اصفهان و سپس در شيراز در دربار اتابكان فارس گذرانيده و اواخر عمر او همزمان با روزگار جوانى سعدى بوده است . وى مدّاح خاندان سعد بن زنگى بود و تا جلوس آبش خاتون ملكهء معروف فارس ، يعنى سال 662 زيسته است . با امامى هروى معارضه داشته . قصيدهاى از او در مدح صاحب ديوان شمس الدّين جوينى موجود است . اشعارى نيز در مدح عين الملك فخر الدّين حسين بن ابو بكر اشعرى دارد . بنابراين ممكن است او در جوانى به هند سفر كرده باشد .
( 4 ) . روز روشن 640 : سلطان فيروز شاه دهلوى ، در ابتداى سنهء 752 سريرآراى سلطنت دهلى شد و در سنهء 754 در دهلى كنار درياى جهن بناى شهر فيروزآباد انداخت ، منارهء فيروز شاهى به حكم او اساس يافت و بعد فتح نگركوت نامش محمّدآباد نهاد و يك هزار و سيصد كتاب متقدّمين عبدهء اصنام در بتخانهء آنجا يافته حكم به ترجمهء آنها به زبان عربى و فارسى داد . از آن جمله ، دلايل فيروز شاهى است كه مولانا اعزّ الدّين كتابى هندى را كه حاوى حكمت طبيعى و شگون و تقاول بود در فارسى به رشتهء نظم كشيده و حضرت شيخ نصير الدّين چراغ دهلى و ملّا كمال سامانوى از مشايخ عهد همين شاه فيروزبخت بودند و در سنهء 990 فوت شد .
( 5 ) . دهخدا : ابو سليمان داوود بن ابى الفضل بناكتى ، ملقّب به فخر الدّين . كتابى دارد به نام روضة اولى الالباب فى تواريخ الاكابر و