دارد ، قس على هذا ؛ و تفسير كبير از جملهء تصانيف دلپذير اوست . « 1 » منه :
اگر دشمن نسازد با تو اى دوست * تو مىبايد كه با دشمن بسازى
گرت رنجى رسد مخروش و مخراش * توكّل كن به لطف بىنيازى
و گرنه چند روزى صبر فرما * نه او ماند نه تو ، اى فخر رازى
فريد الدّين گنج شكر
حضرت فريد الدّين گنج شكر ، نامش مسعود بن سليمان بن قاضى شعيب است . مذهب حنيفه و مشرب چشتيه داشت . او در بلدهء ملتان وقت مطالعهء كتاب نافع به شرف ارادت حضرت خواجه قطب الحق و الدّين بختيار كاكى ، قدّس سرّه رسيد و بعد مدّتى در دهلى پيش قطب الحق آمده آنجا سكونت ورزيد و اكثر روزه مىداشت . روزى براى زيارت خواجه مىآمد . در اثناى راه پايش بلغزيد و بر زمين افتاد و پاره گلى در دهانش رفت . چون به خدمت پير دستگير رسيد فرمود كه خداى تعالى تو را گنج شكر گردانيد . از آن روز به اين لقب ملقّب شد و گويند شكر سوداگرى به تصرّف شيخ نمك شده بود و باز به توجّه آن حضرت شكر شد ، چنانكه نوّاب بيرم خان در تعريف شيخ گويد :
كان نمك ، جهان شكر ، شيخ بحر و بر * آن كز « 2 » شكر نمك كند و از نمك شكر
از آن روز مردم او را گنج شكر مىگفتند . « 3 » القصّه او بعد [ از ] رحلت قطب الحق در قصبهء اجودهن اقامت گزيد . وفات آن حضرت در شهر محرّم سنهء 663 واقع است . اين رقعهء آن حضرت است كه به سلطان غياث الدّين بلبن در سفارش شخصى نوشته : « هذه رقعة قضيه الى اللّه ثم اليك ان اعطيته
هامش
( 1 ) . رياض العارفين 383 : ابو عبد اللّه محمّد بن حسن القرشى التّميمى البكرى ، به امام المتكلّمين مشهور شده . ولادتش در سنهء 544 و وفاتش در سنهء 606 اتّفاق افتاد .
دهخدا : محمّد بن عمر بن حسين بن على طبرستانى ، ملقّب به فخر الدّين و مكنّى به ابو عبد اللّه ، به سال 544 در رى متولّد شد . او به خاندان قريش منسوب است . در حوزهء درسش بيش از دو هزار تن دانشمند براى استفاده مىنشستند . در عيد فطر سال 606 درگذشت و در هرات مدفون شد . آثار بسيارى از وى باقىمانده ، از جمله : الاربعين فى اصول الدّين ، اساس التّقديس ، اسرار النّجوم ، تعجيز الفلاسفه . از اوست :هرجا كه ز مهرت اثرى افتاده است * سودازدهاى بر گذرى افتاده است
در وصل تو كى توان رسيدن كانجا * هرجا كه نهى پاى ، سرى افتاده است( 2 ) . متن : از . از روز روشن تصحيح شد .
( 3 ) . روز روشن 621 : شيخ فريد الدّين مسعود گنج شكر بن سليمان قاضى شعيب بن احمد بن يوسف بن شهاب الدّين فرّخ شاه كه از عمده فرمانروايان كابل بود ، والدهء شيخ دختر وجيه الدّين خجندى است و مريد و خليفه قطب الحق و الملة و الدّين كاكى اوشى بود و از خواجه معين الحق و الدّين سنجرى نيز نعمتها يافته و از شيخ شهاب الدّين سهروردى فتح باب عوارف خوانده و شيخ بهاء الدّين ذكريا ملتانى را دريافته . از شهرى به شهرى نقل نمودى و مدام خود را از مردم پوشيدى . وفات شيخ پنجم محرّم 664 به عمر نود و پنج سالگى در اجودهن واقع شده . از اوست :دوشينه شبم دل حزينم بگرفت * و انديشهء يار نازنينم بگرفت
گفتم به سر و ديده دوم بر در او * اشكم بدويد و آستينم بگرفتمجمع الفصحا 1 / 284 : فريد الدّين دهلوى ، از جملهء مشايخ و معروف به شكر گنج و مرشد شاه نظام الدّين اوليا بود . از اوست :هر سحرگه بر درت سر مىزنم * بر طريق دوستان در مىزنم