غوّاصى يزدى
غوّاصى يزدى است . سام ميرزا او را خراسانى نوشته و او هر روز از پانصد بيت كم نمىگفت . « 1 » منه :
گرنه هر دم ز سر كوى توام اشك برد * عاشقىها كنم آنجا كه فلك رشك برد
غياث همدانى
او به مقدور خود قافيه را نمىگذاشت و اگر كسى قافيهء نو پيدا مىكرد زر داده مىخريد . منه :
به وقت رحلتم چون ضعف بر قوّت « 2 » شود غالب * من و چشم عنايت « 3 » از علىّ بن ابى طالب « 4 »
غريبى ماوراء النّهرى
در همان عصر بود . « 5 » منه :
به راه عشق تو هرگز به منزلى نرسيدم * كه درد عشق تو را پيشتر رسيده نديدم
غزالى مشهدى
مولانا غزالى ، مشهدى الاصل است و سخنور كامل بود . از وطن خود در ملك دكن آمد . چون كارش آنجا رونق نيافت خان زمان خان شيبانى « 6 » بر احوالش آگهى يافته يك هزار روپيه مع قطع طبعزاد كه مشعر بر اين معنى است فرستاد و آن اين است :
اى غزالى به حقّ شاه نجف * كه سوى بندگان بيچون آى
چونكه بىقدر گشتهاى آنجا * سر خود گير ، زود بيرون آى
غزالى به حضورش رسيد « 7 » و بعده به خدمت اكبر پادشاه مشرّف شد و در سنهء 908 قضا
هامش
خوشم به غربت از اندوه بىكسى مردن * كه نى غمين شود از مردنم ، نه شاد كسى( 1 ) . تحفهء سامى 174 : عمر او از نود سال بيشتر بود . از جمله كتب منظوم او اين كتابها است : روضة الشّعرا ، قصص الانبياء ، تاريخ طبرى ، كليله و دمنه ، ساقىنامه ، ذخيرهء خوارزمشاهى .
آتشكده 109 : در عهد شاه طهماسب صفوى بوده . گويند قصايد در مدح ائمّهء معصومين يك صد هزار بيت گفته .
ريحانه الادب 4 / 254 : از آثار قلمى اوست : روضة الشهداء ، نظم تاريخ طبرى ، نظم ذخيرهء خوارزمشاهى در طب ، نظم قصص الانبياء ، نظم كليله و دمنه . وفاتش در سال 960 هجرت واقع گرديد . از اوست :بىتو روزم به غم و شب به جنون مىگذرد * تو چه دانى به من از هجر تو چون مىگذرد
آيد از ديده خيالت به دل و حيرانم * كه چهسان هردم از آن دجلهء خون مىگذرد( 2 ) . تحفهء سامى 161 : قدرت .
( 3 ) . متن : چشم جمالت . از تحفهء سامى تصحيح شد .
( 4 ) . در تحفهء سامى ، اين بيت به نام غياثى تونى آمده است .
( 5 ) . روز روشن 585 : غربتى ماوراء النّهرى يا خراسانى ، از شعراى زمان اكبر پادشاه بود . از اوست :قضا جدا ز تو خونم چرا نمىريزد * مگر ز دست قضا اينقدر نمىآيد ؟( 6 ) . تاريخ ادبيات صفا 5 / 702 : خان زمان ، على قلى خان بن حيدر سلطان اوزبك شيبانى ، صوبهدار جونپور بود .
( 7 ) . تاريخ ادبيات صفا : منظومهء نقش بديع را كه در ايران به نام شاه طهماسب آغاز كرده بود در هزار بيت به نام خان زمان پايان داد .