تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧

باب الغين

غضايرى

اوستاد غضايرى مدّاح سلطان محمود غزنوى بود و غضاره كاسه را گويند . چون پدرش پيشهء كاسه‌گرى داشت لهذا به اين لقب ملقّب شد . « 1 » منه :
صواب كرد كه پيدا نكرد در « 2 » دو جهان * يگانه ايزد دادار بىنظير « 3 » همال و گرنه هردو نبخشيدى او به گاه سؤال « 4 » * اميد بنده نماندى به ايزد « 5 » متعال

غزالى اندجانى

محمّد شريف غزالى تخلّص اندجانى ، از مريدان حسين خوارزمى « 6 » بود و گاهى شريفى هم تخلّص مىنمود . منه :
در اين گلشن گلى هم‌رنگ و بوى او نمىبينم * مرنج اى باغبان از من « 7 » كه آنجا « 8 » رو نمىبينم « 9 »

غياث بلخى

معاصر سلطان حسين بايقراست . وى راست :
هامش
( 1 ) . ريحانة الادب 4 / 247 : محمّد غضايرى رازى ، مكنّى به ابو يزيد از اكابر شعراى عراق عجم مىباشد كه در رى نشو و نما كرد . مدّاح بهاء الدّوله ديلمى بود ، بعد از وفات او به غزنه رفته و در دربار سلطان محمود غزنوى نيز تقرّب يافت . عنصرى كه مقدّم و مسلم ايشان بوده علانيه با وى خصومت ورزيد . وفات غضايرى در سال 426 ه . ق . واقع شد و شايد غضايرى گفتن محمّد رازى كه از عجم مىباشد به جهت آن بوده كه نسبت ايشان به حسين بن عبيد اللّه غضايرى فوق و يا به شخص غضايرى ديگرى اتّصال داشته است . ( 2 ) . متن : هر . تصحيح شد . ( 3 ) . متن : بىنظير و . تصحيح شد . ( 4 ) . ريحانة الادب :و گرنه هردو جهان را كف تو بخشيدى .( 5 ) . متن : نماند به ايزدى . از ريحانة الادب تصحيح شد . ( 6 ) . روز روشن 587 : شيخ حسن خوارزمى . ( 7 ) . همان : اى باغبان هرگز . ( 8 ) . همان : اينجا . ( 9 ) . ابيات ديگر از روز روشن :به دست تا سر زلفش فتاده است مرا * عجب شكستگيى دست داده است مرا*اى قدّ تو نخل آرزوى دل من * بخرام ز راه لطف سوى دل من تو كعبهء مقصودى و چون قبله‌نما * پيوسته به سوى توست روى دل من
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 477 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده