علوى
ميرزا محمّد هاشم علوى ولد مير محمّد هادى شرر تخلّص است و كتاب جمع الجوامع تصنيف نمودهء اوست . در زمان احمد شاه در سنهء 1163 رحيل دار البقا شد . طبيعت كامل و رئيس الحكماست . « 1 » وى راست :
ز صاف شعلهء حلكرده پر سازيد جامم را * به جوش آرد مگر در مغز من سوداى خامم را « 2 »
عظيم
ميان على عظيم خلف الرّشيد شاه ناصر على است . زيست متوكّلانه و سواى استعداد علوم در فن تيراندازى و خط دستى دارد . منه :
مىپرد چشم ، مژدهاى است عظيم * بعد از اين ديدها و ديدنها
*
به غارت رفت يا خون گشت يا محو تماشا شد * خداوندا چه پيشآمد دل ديوانهء ما را
*
از بيابان عدم تا سر ديوار وجود * به تلاش كفنى آمده عريانى چند
عبرت
محمّد على عبرت تخلّص شاگرد ميرزا بيدل بود . منه :
جز به درويش كجا سوز محبّت يا بى * عشق برقى است كه بر خانهء ويران افتد
عابد
عبد الرّحيم عابد تخلّص ، سخنورى در همان عصر بود . منه :
از او ناز و عتاب و عشوه و نامهربانىها * ز من عجز و نياز و بندگىّ و جانفشانىها
عبد اللّه
مير عبد اللّه پسر مير نجات است . منه :
هامش
( 1 ) . روز روشن 558 : ميرزا محمّد هاشم مخاطب به معتمد الملوك نوّاب علوى خان معروف به حكيم علوى خان خلف حكيم ميرزا محمّد هادى شيرازى بن سيّد مظفّر الدّين حسين علوى و تلميذ ملّا لطف اللّه شيرازى بود و حكيم علوى خان به سنّ 30 سالگى در سال 1111 از شيراز وارد هندوستان شده به زمان فتح قلعهء ستاره بارياب بارگاه محمّد اورنگ زيب عالمگير پادشاه گرديد و نادر شاه از هند او را به ملازمت خود گرفته به ايران كشيد . وى از اثناء راه به تدابير و حيل برگرديده به شاهجهانآباد معاودت كرد و 81 سال عمر يافت و پنجم رجب سنهء 1162 به عارضه استسقا به عالم علوى شتافت . از اوست :بس كه اهل كرم از نغمه ندارند خبر * نشنود نالهء سايل به صد آهنگ كسى( 2 ) . بيت بعد از روز روشن :به جاى سبزه و گل شعله و دود از زمين رويد * فشانى گر به خاك از روى مستى دُرد جامم را