تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
آورد شبى جذبهء سنبل سوى باغش * در هر قدمى لاله به ره داشت چراغش

عليم بخارى

بقايى عليم تخلّص بخارى بود . « 1 » منه :
كند از جلوهء آن سرو طنّاز * به سويش قمرى تصوير پرواز « 2 »

عرفان

عبد اللّه عرفان تخلّص ، صاحب ذوق و شوق بود . منه :
جدا از خود چه مىخواهى ، توهّم كرده مهجورت * اگر معنى همان معنى ، اگر صورت همان صورت

عالى

مير نجيب الدّين عالى تخلّص ، از منصب‌داران اورنگ زيب پادشاه بود . منه :
روزگارى بىخود آن خودنما بوديم ما * همچو رنگ و بوى گل در يك قبا بوديم ما

عشق

ميرزا عبد اللّه عشق تخلّص ، سخنور نيكوست . « 3 » از اوست :
سيل افتاده است از پا تا خرابم كرده است * خورد صد جا چوب آتش « 4 » تا كبابم كرده است « 5 »

عبد القادر قمى

سيّد عبد القادر قمى معاصر مشفقى است . منه :
در مرتبهء على نه چون است و نه چند * در خانهء حق‌زاد ، به جايش سوگند بىفرزندى كه خانه‌زادى دارد * شك نيست كه باشدش به جاى فرزند
هامش
( 1 ) . نصرآبادى 443 : نامش ملّا بقاى عليم و تخلّصش بخارى است . ( 2 ) . بيت بعد از روز روشن 559 :من آن مرغم كه قفل سينه‌ام را * كليدى نيست غير از چنگل باز( 3 ) . روز روشن 547 : ميرزا عبد اللّه قزوينى فرزند ميرزا محمّد شفيع مستوفى و معاصر ميرزا طاهر نصرآبادى بود . رياض العارفين 194 : ميرزا داوود اصفهانى فرزند ميرزا عبد اللّه متخلّص به عشق ، از سادات اصفهان است ، امّا به نام خود داوود تخلّص مىكند . ( اين شاعر در حرف دال با تخلّص داوود آمده است . م ) ( 4 ) . روز روشن :خورده صد خونابه آتش .( 5 ) . بيت بعد از روز روشن :كى توان ز آب و گل عالم مرا تعمير كرد * سيل بىپرواى استغنا خرابم كرده است
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 466 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده