تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
ديروز پى گلاب مىگرديدم * پژمرده گلى بر سر آتش ديدم گفتم كه چه كرده‌اى كه مىسوزندت * گفتا كه در اين باغ دمى خنديدم
بعضى اين رباعى به نامش و به نام مير جعفر كاشانى نوشته .

عزّت شيرازى

خواجه باقر عزّت تخلّص شيرازى ، در عهد شاه سليمان صفوى بود . « 1 » منه :
عشق است نهالى كه محبّت ثمر اوست * نخلى است محبّت كه دل پاره برِ اوست

عارف كرمانى

اسماعيل كرمانى عارف تخلّص ، سخنورى است كه اين بيت در منقبت از اوست :
جهان [ و ] هرچه در او هست از صغار و كبار * شميم فيض تو بود اى گل هميشه بهار

عبد العزيز خان

والى توران است . در سنهء 1055 خطبهء خانى به نامش قرار يافت . منه :
برو در كوه و صحرا لاله را يك‌يك تماشا كن * به مانند دل پرخون ما يك لاله پيدا كن

عبد المحسن

داماد ملّا صدراى شيرازى صاحب ديوان است . منه :
با من بودى منت نمىدانستم * يا من بودى منت نمىدانستم چون من ز ميان شدم تو گشتى پيدا * تا من بودى منت نمىدانستم

عين على جرپادقانى

مير عين على جرپادقانى است . منه :
گويند به عاصى درِ رحمت بسته است * منديش گرت ديده تر و دل خسته است
هامش
بود به كمك برادر خويش مرادبخش ، شهر آگره را گرفته پدر را به زندان افكند . پس از آن مرادبخش را فرو گرفت و خود به دهلى رفته به سلطنت نشست . پس از مدّتى ، مرادبخش و برادر ديگرش را كشت . او 50 سال سلطنت كرد و عاقبت در شهر احمد نگر از توابع دكن درگذشت . ( 1 ) . دانشمندان و سخن‌سرايان فارس 3 / 626 : فرزند حاج معزّ عصاّر ، از شعراى قرن 12 هجرى است و به كار تجارت مشغول بوده و صاحب شمع انجمن تعداد اشعارش را قرب پنج هزار بيت دانسته است . از اوست :بر لب چو نامه مهر خموشى بزن ز داغ * تا چند همچو خامه زبان‌آورى كنى*زاهدان را نالهء مستانه زهر قاتل است * نعرهء شير است تكبير فنا روباه را
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 462 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده