تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
در روز [ جزا ] ز پاكى گوهر عشق * از ميمنت بلندى اختر عشق زنّار به سجّاده زند استغنا * زاهد جويد شفاعت از كافر عشق

عبد العلى يزدى

عبد العلى يزدى است . منه :
كو چنان « 1 » مردآزما عشقى كه مجنونم كند * رهنمون گردد ز كوى عقل بيرونم كند « 2 »

علوى

جميل بيگ علوى ، سخنور نيكو در همان عصر بود . منه :
دوشينه به جان شورش شوقيم درافتاد * هر چاك كه در جيب زدم در جگر افتاد

عزّتى قزوينى

ميرزا جان عزّتى قزوينى ، در همان عصر بود . « 3 » منه :
آشفته‌خاطر است گل و غنچه تنگدل * در حيرتم كه عيش گلستان نصيب كيست

عيانى

مولانا عيانى معاصر تقى اوحدى است . به اين تخلّص چند كس ديگر بوده‌اند . منه :
بىدرد كسى كه عشق خوبانش نيست * درد غم عشق در دل و جانش نيست

عرشى

طهماسب قلى بيگ عرشى تخلّص ، در عصر شاه اسماعيل ثانى بود . « 4 » هذا من ديوانه :
بهر هلاك عالمى تيغ ستم چه مىكشى * رخصت يك كرشمه ده نرگس سرمه‌ساى را
*
هامش
( 1 ) . متن : جهان . تصحيح شد . ( 2 ) . بيتى ديگر از روز روشن 525 :از سخن ناگفتنت صد مدّعا فهميده‌ام * آنچه مىخواهى بگويى از ادا فهميده‌ام( 3 ) . آتشكدهء آذر 207 : اسمش ميرزا جانى است . از اوست :از بس كه چشم يارىام از روزگار نيست * هرگز به مطلبى دلم اميدوار نيست نه صبر و نه قرار و نه اميد وصل يار * چون من كسى به كام دل روزگار نيست*دور از انصاف است برق آشيان ما شدن * مشت خاشاكى به صد محنت فراهم كرده‌ايم( 4 ) . نصرآبادى 266 : گويا اصلش ترك است . ديوانش قريب به ده هزار بيت است . در مدح مير ميران قصايد دارد . دهخدا : در سلسلهء خليل اللّه ولد مير ميران كوكلتاش محرم است . در خدمت شاه طهماسب صفوى بود .
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 454 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده