تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
هر شب مى عشق خويشتن نوش كنيم * چون مجمر از آتش دل جوش كنيم با خاموشى سخن نگوييم دگر * با تنهايى دست در آغوش كنيم « 1 »

عبد القادر بدايونى

ملّا عبد القادر بن ملكشاه بدايونى ، از فضلاى عصر اكبر پادشاه و در فنّ انشا و علم تواريخ صاحب دستگاه بود . چنان‌چه تاريخ بدايونى مسمّى به منتخب التّواريخ دال بر مصداق كمال اوست . در مرآت جهان‌نماست كه او قادرى تخلّص دارد . در اين صورت در باب القاف مىبايد نگاشت . از جهت تبعيّت تذكرهء ديگر تذكره‌نويسان كه سواى نامش تخلّص او ننوشته‌اند در اين باب رقم نموده شد . القصّه او در سنهء 1006 فوت شد . منه :
سرچشمهء خضر است دهانى كه تو دارى * ماهى است در آن چشمه زبانى كه تو دارى

عرفى شيرازى

مولانا جمال الدّين عرفى تخلّص شيرازى ابن زين الدّين مشهور به چادرباف ، مستغنى عن الاوصاف است . « 2 » در عهد اكبر پادشاه وارد هندوستان شد . در سايهء التفات خانخانان به مراد دل رسيد لكن روز زندگانيش به زودترين اوقات به شام مرگ انجاميد . در عمر سى و شش سالگى به مرض اسهال از اين جهان انتقال كرد . چون او در قصيدهء ترجمة الشّوق اين بيت گفت :
به كاوش مژه از گور تا نجف بروم * اگر به هند هلاكم كند و گر به تتار
مقبول جناب ولايت‌مآب افتاد . بعد وفاتش كه در سنهء 999 واقع شد ، پس از مدّتى مير ضياء اصفهانى لاش او را در نجف اشرف رسانيد و ملّا [ ى ] موصوف ظريف‌طبع و لطيفه‌گو بود . نقل است روزى به حضور اكبر پادشاه شيخ فيضى و ابو الفضل حاضر بودند عرفى نيز رسيد . فيضى از روى ظرافت گفت كه ملّا در مذهب شما خوك حلال است ؟ او به جواب نپرداخت . بعده ابو الفضل گفت كه ملّا در مذهب شما سگ مباح است ؟ ملّا باز ملتفت نشد . من بعد پادشاه فرمود كه ملّا اين‌ها چه مىپرسند ؟ گفت : حضرت جواب آن است كه هردو گه مىخورند . القصّه كلّياتش قريب پانزده
هامش
( 1 ) . متن : رديف « كنم » . تصحيح قياسى . ( 2 ) . ريحانة الادب 4 / 122 : على بن جمال الدّين شيرازى ملقّب به جمال الدّين ، طرزى مخالف مسلك قدما آغاز كرد و در اثر كثرت تشبيهات و استعاراتى كه در كلمات خود به كار مىبرد اصل مقصود مجهول و مختفى مىشد . بارها ابو الفيض فيضى و برادرش ابو الفضل علّامى را كه هردو از اكابر هند بودند در مقام مناظره ملزم و محكوم ساخت . قصيدهء رائيه عرفى مشهور و به 180 بيت مىرسد و مطلع آن اين است :جهان بگشتم و دردا كه هيچ شهر و ديار * نيافتم كه فروشند بخت در بازاراز آثار قلمى عرفى ، ديوانى مرتّب و مجموعهء قصايد و چندين منظومهء متفرقه مىباشد . دهخدا : از شاعران ايرانى در قرن دهم هجرى است كه زندگانيش بيش‌تر در هندوستان گذشت . به سال 963 در شيراز متولّد شد . در جوانى به هندوستان رفت و به دربار اكبر پادشاه راه يافت . به سال 999 در لاهور درگذشت . دو منظومهء مخزن الاسرار و خسرو و شيرين نظامى را استقبال كرد . رساله‌اى صوفيانه به نام نفيسه دارد .
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 450 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده