تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
خواهم كه ناله‌اى برسانم به گوش يار * از ضعف چون كنم كه به جايى نمىرسد

عرفى كمانگر

مولانا عرفى كمانگر صاحب كتاب چوگان و گوى است و پسرش در عهد جهانگير پادشاه در هندوستان آمده به خطاب موزون الملكى سرفرازى يافت . « 1 » منه :
شكر خدا كه مدح على شيوهء من است * زان‌ها نىام كه قطعه پى خر نوشته‌اند خواجه منم كه روزى امسالهء مرا * گويم كه بر ولايت حيدر نوشته‌اند

عزّ الدّين

مولانا عزّ الدّين نامش داخل تحفه است . « 2 » منه :
شبى با « 3 » خويشتن در خواب او را هم‌سخن ديدم * دگر در خواب بينم بار ديگر آنچه من ديدم ؟

عزّ الدّين

مولانا عزّ الدّين نامش داخل همان كتاب است .
شادم كه دامنم سگ كوى تو مىكشد * وين شادى دگر كه به سوى تو مىكشد

عادل

شاه اسماعيل عادل تخلّص ، ولد شاه طهماسب صفوى بود و قريب دو سال حكومت ايران داشت . رخت رحلت از اين جهان برداشت . « 4 » منه :
بوى ارباب وفا از گل ما مىآيد * كعبه زان‌رو به طواف دل ما مىآيد

عبد الرّزاق گيلانى

اوستاد كامل و پدر ابو الفتح گيلانى است . منه :
هامش
( 1 ) . ريحانة الادب 4 / 122 : از شعراى ايرانى عهد شاه طهماسب صفوى بوده و يكصد و سى قصيده در مدح وى گفته است . يك ديوان مرتّب و يك منظومهء گوى و چوگان دارد . ( 2 ) . تحفهء سامى 177 : از ولايت رى است و در طهران مكتبدارى مىكند . اين مطلع از اوست :مه من ، كاكل مشكين به روى خود پريشان كن * براى چشم بد خورشيد را در ابر پنهان كن( 3 ) . متن : از . تصحيح شد . ( 4 ) . دهخدا : شاه اسماعيل دوم صفوى ، پسر شاه طهماسب و نوهء شاه اسماعيل اوّل بود . او در زمان وفات پدر در قلعهء قهقهه زندانى و 25 ساله بود . خواهر او پرى خان ، او را از زندان نجات داد و در سال 984 به تخت سلطنت نشاند . اين پادشاه منكر مذهب شيعى بود و مذهب اهل سنّت را اختيار و اعلان كرد . خواهرش را كه باعث سلطنت وى بود به همراه هشت برادر ديگر خود به قتل رسانيد . از اطرافيان خود و رجال پدر نيز قريب سى هزار تن را به ديار عدم فرستاد . در سال 985 كشته شد و برادر ديگرش به نام محمّد خدابنده به سلطنت رسيد .