چون شتاب فلك دور جهان مىبيند * بر فناى خود [ و ] بر غفلت ما مىخندد
بعضى قطعه مذكور به نام ميرزا امان اللّه خان امانى تخلّص نوشته .
عبد الوهاب گيلانى
مولانا عبد الوهاب گيلانى در همان عصر بوده . « 1 » منه :
ز بىوفايى جانان چنان نمود مرا * كه دل نهم به جدايى ، دلم ستود مرا « 2 »
عماد فقيه
مولانا عماد الدّين فقيه صاحب سلسلهء مريد و مراد و در زهد و نقاوت يگانهء زمانه بود « 3 » و او گربهاى داشت كه وقت نماز مثل ساير مريدان تحريمه بسته در احكام و اركان موافقت كردى و شاه شجاع كرمانى از بس كه معتقد مولانا بود براى ديدنش اكثر مىرفت . چون فى ما بين حافظ شيراز و عماد الدّين نقارى بود خواجه در اين بيت كنايه بر آن كرده :
اى كبك خوشخرام كجا مىروى بايست * غرّه مشو كه گربهء زاهد نماز كرد
القصّه فضلا برآنند كه كلام متقدّمين و متأخّرين از حشو زايد خالى نيست الّا سخن عماد فقيه كه اصلا در كلامش فتور نيست و ديوانش قريب دو هزار بيت است و از جملهء اوست :
گواه حال من اشك است و آستين تر است * گواه عاشق صادق در آستين باشد
*
برخيز تا بجويم از هر درى مرادى * كز در به روى بستن كارى نمىگشايد
*
غنچهدهان من بيا تنگدلىّ من نگر * بىتو هنوز زندهام ، سنگدلىّ من نگر
هامش
( 1 ) . روز روشن 531 : در نگارستان سخن او را معمورى نوشته . از علم نجوم بهره وافى داشت .
( 2 ) . روز روشن :ز بىوفايى جانان نمود بود مرا * كه دل نهم به جدايى و دل نبود مرا( 3 ) . رياض العارفين 170 : عماد كرمانى ، در عهد آل مظفّر از سلاطين زمان تعظيم و تكريم يافته و در سنهء 693 به روضه رضوان شتافتند و ديوانش به نظر رسيده مشتمل است بر مثنويات چند كه صفانامه ، محبّتنامه ، رهنامه ، طريقتنامه ، فاتحة الاخلاص و قصايد و غزليات و رباعيات است . از اوست :غم اين توده خاك از دل مستان مطلب * كاين غبارى است كه بر خاطر هشياران است*وصلش به جستوجو نتوان يافتن ولى * آن به كه عمر در سر اين جستوجو رود*گر ز طلب روى نتابد مريد * عاقبت الامر بيابد مراددهخدا : عماد الدّين كرمانى ، نام او على و تخلّصش عماد و شهرتش عماد فقيه است . از مشايخ عرفا و شعراى كرمان در قرن هشتم هجرى و معاصر خواجه حافظ شيرازى و امير مبارز الدّين و شاه شجاع بود . او در كرمان خانقاهى داشت و با مقام فقاهت به سرودن اشعار مىپرداخت . به سال 772 يا 773 درگذشت و در خانقاه خود دفن شد .