نور الدّين عبد الرّحمان اسفراينى « 1 » استفاضهء فقر و فنا نموده ، در سنهء 720 مأذون به ارشاد « 2 » شد و در شب جمعه بيست و دويم رجب سنهء 736 هفتصد و سى و شش به جوار رحمت حق پيوست . « 3 » وقتى كه مولانا نظام الدّين هروى زبان به تكفير شيخ علاء الدّوله گشود چنانچه به شيخ موصوف نوشت زارزار بگريست و گفت اى نفس ، هفتاد سال است كه مىگفتم كه تو كافرى و باور نمىكردى . الحال كه شيخ وقت گفت هيچ شبهه نماند و اين رباعى در جواب نوشت :
نفسى است مرا كه غير شيطانى نيست * وز فعل بدش هيچ پشيمانى نيست
ايمانش هزار بار تلقين كردم * اين كافر را سر مسلمانى نيست
عزّ الدّين
حضرت عزّ الدّين صاحب ترجمهء معارف است . در همان عصر بود . « 4 » اين رباعى از آن بزرگ تحرير نموده شد :
دل گفت مرا علم لدنّى هوس است * تعليمم كن گرت بدين « 5 » دسترس است
گفتم كه الف ، گفت دگر ، گفتم هيچ * در خانه اگر كس است يك حرف بس است
عماد ديلمى
حكيم عماد مدّاح عماد الدّولهء ديلمى است . منه :
در عالمى كه عشق تو را كار مىرود * انديشهء معامله بسيار مىرود
بر هر دلى كه پرتو خورشيد عشق توست * خورشيد عقل بر سر ديوار مىرود
عماد الدّين
از امجاد اكابر است . « 6 » روزى خواجه شمس الدّين [ صاحب ] ديوان به او شطرنج مىباخت و از راه
هامش
( 1 ) . متن : گسترنى . تصحيح شد .
( 2 ) . متن : بازون ارشاد . تصحيح شد .
( 3 ) . رياض العارفين 168 : شيخ ركن الدّين علاء الدّوله احمد بن محمّد البيابانكى ، در عهد شباب جذبهاى از جذبات الهيّه به او رسيد و از ملازمت استعفا گزيد . دست ارادت به شيخ محمّد دهستانى داد و پاى صحبت به مجلس شيخ عبد الرّحمن اسفراينى نهاد . در مدّت شانزده سال صد و چهل اربعين برآورد . صاحب مجالس المؤمنين نوشته كه در مدّت 77 سال عمر دويست و هفتاد اربعين مجاهده نمود . با شيخ كمال الدّين عبد الرّزاق كاشانى در مسألهء توحيد وجودى و شهودى و مطاعن صاحب فتوحات معارضه نمود .
از اوست :صد خانه اگر به طاعتآباد كنى * زان به نبود كه خاطرى شاد كنى
گر بنده كنى به لطف آزادى را * به زانكه هزار بنده آزاد كنىدهخدا : پسر ملك شرف الدّين سمنانى است و در زمان ارغون خان ، عملپيشه بود و پدرش در مرتبهء وزارت . بعد از آن تايب شد و به عبادت پرداخت . به سال 687 به وقت مراجعت از حجاز ، در بغداد به صحبت شيخ نور الدّين عبد الرّحمان كسرقى رسيد و به سال 689 از وى اجازت ارشاد يافت . به سال 736 در صوفىآباد درگذشت و همانجا در حظيرهء عماد الدّين عبد الوهّاب مدفون گشت . از وى كتاب مكاشفات و آثارى ديگر به جاى مانده است .
( 4 ) . آتشكدهء آذر 43 : عزّ الدّين محمود مريد شيخ عبد الصّمد اصفهانى است . شرح قصيده تائيه ابن فارض از اوست .
( 5 ) . آتشكدهء آذر : اگر تو را .
( 6 ) . روز روشن 566 : عماد لر .