تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
جانان اگر ز لطف به « 1 » فرياد ما رسد * پيدا بود « 2 » كه كوشش ما تا كجا رسد « 3 » عبد المجيد گنج سعادت به سعى نيست * اين كار دولت است كنون تا كه را رسد

عطّار نيشابورى

حضرت شيخ فريد الدّين عطّار تخلّص ، نفحهء شمامهء تازگى جان مشتاقان ربّانى و راح ريحان سخنش متشط دل عشّاقان سبحانى . در نفحات الانس مسطور است كه وى مريد حضرت مجد الدّين بغدادى است . تولّد او در سنهء « 4 » پانصد و سيزده و به قولى هفده واقع شد و احوال توبه‌اش در جامع اللّطايف نوشته‌ام . القصّه چون در نيشابور فوج مغول قتل مردم آغاز كرد شخصى از جماعة آن حضرت را نيز اسير كرده برد . يكى از شهريان شيخ را شناخته گفت كه اى مغول ، اين كس را بگذار كه هم‌وزنش زر سرخ مىدهم . شيخ گفت كه مرا به اين‌قدر مفروش ، قيمت من چيز ديگر است . ناگاه پيرزنى آن حضرت را ديده گفت كه اى لشكرى ، اين بزرگ را بگذار و قدرى كاه براى اسب خود از من بگير . شيخ فرمود كه به فروش كه قيمت من همين است . آن ناكس خشمناك شده آن حضرت را به يك ضرب شمشير شهيد كرد . وقع هذا در سنهء 631 و آن جناب تصانيف متعدّده دارد . من جملهء آن : منطق الطّير و الهىنامه و جواهر الذّات و حيدرنامه و غيرهم است . « 5 » منه :
از « 6 » بهر رضاى دوست جان را درباز * جان را چه محل ، هر دو جهان را درباز بسيار مگويم كه فلان را درباز * تا هرچه تو را خوش است آن را درباز

عمعق

استاد عمعق از شعراى قرار دادهء عصر سلطان سنجر است . ديوانش قريب هفت هزار بيت است . « 7 » از قصايد اوست :
هامش
بر دل ز جور عشق تو بنگرچه مىرود * بر من ز روزگار ستمگرچه مىرود بر صد هزار خلق مسلمان نگاه كن * كآخر از آن دو غمزهء كافر چه مىرود*به ياد لذّت دردت نهادم دل به بيمارى * به بوى نرگس مستت گرفتم ترك هشيارى( 1 ) . متن : جانا اگر به لطف تو . از روز روشن تصحيح شد . ( 2 ) . روز روشن : شود . ( 3 ) . بيت بعد ، از روز روشن :حالم برت كه عرضه كند چون به درگهت * نى قاصد شمال و نه پيك صبا رسد( 4 ) . متن : در سن . تصحيح شد . ( 5 ) . دهخدا : شاعر و عارف مشهور قرن ششم و آغاز قرن هفتم هجرى است . به سال 540 متولّد شد . گويند پدرش عطّار ( بوى فروش ) و داروفروش بوده ، فريد الدّين كار او را دنبال كرد و در داروخانهء خود سرگرم طبابت بود . وى را در طريقت مريد مجد الدّين بغدادى و ركن الدّين اسحاق و قطب حيدر دانسته‌اند . او مسافرت‌هايى داشته از مكّه تا ماوراء النّهر و در همين سفرها بسيارى از مشايخ را ملاقات كرده است . به سال 618 درگذشت و گفته‌اند كه وى به دست مغولى كشته شد . آثار بسيارى از او به جاى مانده است . ( 6 ) . متن : ز . تصحيح شد . ( 7 ) . روز روشن 569 : شهاب الدّين بلخى ، مدّاح سلطان سنجر بود و از حضور سلطان خضر بن ابراهيم والى ماوراء النّهر خطاب
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 433 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده