تو آن شاهى كه اندر شرق و در غرب * جهود و گبر و ترسايان ، يهودان « 1 »
همىخوانند « 2 » در تسبيح و تهليل * الهى « 3 » عاقبت محمود گردان
عسجدى
حكيم عسجدى بن منصور ، از شاگردان عنصرى استاد سخنور است . « 4 » منه :
دل دوش هزار چارهسازى مىكرد * با وعدهء دوست عشقبازى مىكرد
تا بر كف پاى او تواند ماليد * دل را همه شب ديده نمازى مىكرد « 5 »
عبد اللّه ابو اسماعيل
حضرت عبد اللّه ابو اسماعيل ، برگزيدهء جناب ربّ جليل و ولد ابو منصور انصارى و در كمال سخنورى بىعديل بود . ولادتش روز جمعه دوم شعبان سنهء سه صد و نود و شش وقوع يافته ، در سنهء چهار صد و هشتاد و يك در شهر ربيع الاوّل به تاريخ چهارم داعى حق را لبّيك اجابت گفت .
اكمل زمرهء اولياست و ادنى كمال ظاهرش آنكه صد هزار شعر دواوين عرب ياد داشت . منه :
عودم چو نبود چوب بيد آوردم * روى سيه و موى سفيد آوردم
تو خود گفتى كه نااميدى كفر است * فرمان تو بردم و اميد آوردم
*
دى آمدم و نيامد از من كارى * امروز ز من گرم نشد بازارى
فردا بروم چو بىخبر ز اسرارى * ناآمده به بود از اين بسيارى
هامش
*تا نگشايى سخن دهانت نبود * چون نگشايى كمر ميانت نبود
سوگند خورم كه اين و آنت نبود * تا از سخن و كمر نشانت نبودتاريخ ادبيات صفا 1 / 559 ، نيز سال وفات وى را 431 نوشته و معتقد است كه اشعار موجود او در ديوان و برخى كتابهاى ديگر از قبيل ترجمان البلاغه ، حدائق السّحر ، لغت فرس اسدى ، المعجم فى معايير اشعار العجم و . . . اندكى از دو هزار بيت تجاوز مىكند .
لباب الالباب 2 / 29 ، علاوه بر ديوان سه منظومهء « شادبهر و عين الحيوة » ، « وامق و عذرا » و « خنگبت و سرخبت » را به دو منسوب مىكند .
( 1 ) . لباب الالباب : جهود و كافر و گبر و مسلمان .
( 2 ) . لباب الالباب : همىگويند .
( 3 ) . لباب الالباب : كه يا رب .
( 4 ) . لباب الالباب 2 / 49 ، نام كامل وى را ، ابو نظر عبد العزيز بن منصور العسجدى المروزى نقل كرده و تاريخ ادبيات صفا 1 / 577 ، فوت وى را بعد از سال 432 دانسته است .
( 5 ) . ابيات ديگر از روز روشن 543 :در دور تو عقل كل كنشتى گردد * حسن ابدى شهره به زشتى گردد
خاكستر كشتگانت در دوزخ عشق * پيرايهء حوران بهشتى گردد*صبح است و صبا مشكفشان مىگذرد * درياب كه از كوى فلان مىگذرد
برخيز چه خسبى كه جهان مىگذرد * بويى بستان كه كاروان مىگذرد