تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
نه به گريه رحم آرى ، « 1 » نه به سينه پاره كردن * مه من نمىتوانم به تو هيچ چاره كردن « 2 »

ظهورى ترشيزى

نور الدّين ظهورى تخلّص ترشيزى ، جامع كمالات و سخنور عالىدرجات است . در هندوستان آمده در ملك دكن رخت تمكّن انداخته در نهايت اقتدار مىگذرانيد و ملك قمى او را به دامادى پذيرفته و هردو استاد متفق اللّفظ و المعنى همه‌جا بودند و او در نظم و نثر و خط به كمال استعداد خصوصا نثرش سرمشق اوستادان كامل‌نهاد است . كلّياتش ضخيم است و شهرت عظيم دارد . به مدّاحى ابراهيم عادل شاه والى بيجاپور مىپرداخت و ساقىنامه و ديوان و غزل و غيره دارد . استاد غرّاست . « 3 » وى راست :
عشق آن خانمان خرابى نيست * كه تو را آورد به خانهء ما
*
بس مشكل است حال دل ناتوان من * افتاد رشك مرگ به دنبال جان من
*
هرجا كه رخ تو عالم افروز شود * ايّام تمام عيد و نوروز شود سبحان اللّه ز حسن روزافزونت * هر روز گذشته خواهد امروز شود

ظل اللّه

سلطان قطب الملك ظل اللّه تخلّص ، از فرمانروايان دكن است . آخر عهد اورنگ زيب پادشاه از پايهء سلطنت فرود آمده . منه :
تعالى اللّه چه حسن است اين بنازم صنع يزدان را * كه در آيينهء روى تو ديدم صورت جان را ندارم جز حريم كعبهء كويش مقام آرى * چو ظل اللّه هميشه در طوافم كوى جانان را

ظهيراى تفرشى

شاگرد اوستاد آقا حسين خوانسارى است . در نظم و نثر قدرت كامل دارد بلكه در فن
هامش
( 1 ) . تحفهء سامى : رحمت آيد . ( 2 ) . بيت بعد از تحفهء سامى :چو اسير توست اين دل به كس دگرچه بندم * منم و دلى كه نتوان به هزار پاره كردن( 3 ) . ريحانة الادب 4 / 72 : ملّا ظهورى نور الدّين محمّد ، از مردم قصبهء ترشيز يا تربت خراسان و از آثار قلمى اوست : 1 . خوان خليل به نثر . 2 . ديوان شعر . 3 . ساقىنامه كه به چهارده هزار بيت مشتمل است . 4 . گلزار ابراهيم كه نثر است و اين هر دو را به نام عادل شاه مذكور نوشته است . 5 . نورس كه نيز نثر مىباشد . او با ابو الفيض معاصر بوده . در سال 1026 ه . ق . درگذشت . دهخدا : از شعراى خراسان است . به هندوستان سفر كرد و به خدمت ابراهيم عادل شاه ثانى رسيد و ساقىنامهء خود را كه حاوى چهار هزار بيت است به نام وى پرداخت . سه رساله به نام خوان خليل ، رسالهء نورس و گلزار ابراهيم و كتاب منشآت از اوست .