نثرنويسى طرزى خاص ورزيده . بعضى منشآتش پيش مؤلّف موجود است . بسيار خوب مىنويسد . از اشعار اوست :
آنكس كه ز فهم و هوش نامى دارد * نى ما حضر [ ىّ ] و نى طعامى دارد
امروز ز روشنان كه نتوانم گفت * روز است كه چاشنىّ و شامى دارد
ظهير نهاوندى
ظهير الدّين نهاوندى در همان عصر بود . منه :
همه تن چشم و نبينيم تو را همچو حباب * عين بينايى ما عينك نابينايى است
ظهورى كرمانى
درويش بود . منه :
چشمت پى خونريزى صاحبنظران است * بر من نظرى كن كه مرا چشم بر آن است
ظهيرى لاهيجى
ظهيرى لاهيجى است . منه :
آگهى سنگيندلان را نيست از اطوار خويش * كوه كى افتد به فكر وضع ناهموار خويش
ظاهر اردبيلى
محمّد كاظم ظاهر تخلّص اردبيلى است . منه :
در كام و زبانم الف اللّه است * زين جاده مرا به شهر وحدت راه است
انگشت شهادت است هر مژگانم * يا كلمهء لا إله الّا اللّه است