طلب مرادآبادى
شاه عبد اللّه طلب تخلّص مرادآبادى ، مرد آزادوضع درويشطريقه بود . دو سه ديوان دارد .
منه :
كس به نفرين هم طلب يادم نكرد * دل به فكر آفرين افتاده است
*
مىداند هركه محرم اسرار است * صحبت با خلق داشتن آزار است
رندى از پرده نمىشد بيرون * پرسيدندش گفت مگس بسيار است
*
با خويشتن خيال تو را يار كردهام * صحبت اگر برار شود كار كردهام ( ؟ )
طبيب
مير عبد الباقى طبيب تخلّص ولد ميرزا رحيم حكيمباشى نادر شاه بود . « 1 » منه :
مىكند دلجويى احباب ما را در حضور * وقت آنكس خوش كه از حال كسى آگاه نيست
طبيعت اكبرآبادى
شيخ سيف الدّين طبيعت تخلّص ساكن آلور مضاف صوبه اكبرآباد است و از عملهء آلور مذكور موضع راتبه خرد داخل جاگير اين كس مؤلّف است . القصّه اين بيت را از اشعار شيخ مرقوم است :
گه نگه دزديدن و گه شوخچشمى پربلاست * خوشغلافىهاى اين شمشير بر دلها بلاست
هامش
( 1 ) . روز روشن 499 : ميلادش سنهء 1170 است . از اطبّاء معزّز نادر شاه و به ركابش در هندوستان بود و بعد فوت نادر شاه رفاقت كريم خان زند اختيار نمود . از اوست :جدا ز روى تو چشمم چو خونفشان گردد * ز خون دل مژهام شاخ ارغوان گردد
گرفته دل به غمش الفتىّ و مىترسم * خدا نكرده به من يار مهربان گرددمجمع الفصحا 2 / 340 : ميرزا عبد الباقى اصفهانى ، از سادات موسوى ، فرزند محمّد رحيم طبيب شاه سليمان صفوى بوده و خود خدمت نادر شاه افشار را مىنمود . بعد از نادر در اصفهان كلانترى كرده و پس از مدّتى آن شغل را به برادر خود ميرزا عبد الوهّاب واگذاشت . به سال 1168 درگذشت . ديوانش دو سه هزار بيت دارد .