طرحى شيرازى
مير محمّد طرحى « 1 » شيرازى است . مكانش مجمع شعرا مثل عرفى و غزلى و غيرهما بود . منه :
و صلى كه رشك غير در آن « 2 » خون كند جگر * با محنت فراق برابر نهادهاند
طوفى تبريزى
اشرف بيگ طوفى تخلّص تبريزى است . در عهد جهانگير پادشاه در هندوستان آمده بود .
تجارت پيشه داشت . « 3 » منه :
جز آنكه رنجه گشت ز ما طبع يار ما * كارى نساخت گريهء بىاختيار ما
*
كس را خبر « 4 » ز حال دل غافل تو نيست * تو در همه دلىّ و كسى در دل تو نيست
*
چون فلك خواهد غمى از جان ناشادم برد * محنتى پيش من آرد كان غم از يادم برد
طالب ترمذى
در همان عصر بود . « 5 » منه :
به امّيدى كه آن سرو روان من برون آيد * نشينم بر درش چندانكه جان من برون آيد
طاهر
محمّد طاهر پسر مولانا اميدى است . « 6 » منه :
آنكه رفت از سر كوى تو به بازار « 7 » منم * وان كه برد از تو به دل حسرت « 8 » بسيار منم
طاهر مشهدى
محمّد طاهر عطّار مشهدى ، گويند از شاگردان ملّا لسانى است . « 9 » منه :
هامش
( 1 ) . روز روشن 500 : مير محمود طرحى .
( 2 ) . روز روشن : وصل بتى كه رشك در آن .
( 3 ) . سخنوران آذربايجان 508 : از سخنوران سدهء دهم هجرى قمرى است . ابتدا به سرّاجى اشتغال مىورزيد و بعد به كيمياگرى پرداخت . در طرز غزل تتبّع مولانا ضميرى اصفهانى مىكرد . صاحب تذكرهء لطايف الخيال درباره او مىگويد : وفات او بعد از واقعهء قتل عام تبريز در اردبيل واقع شده . اكثر موزونان آن زمان مثل ملّا وقوعى و حسن بيگ عجزى و صبورى و حكيم ابو طالب از شاگردان او بودهاند و ديوان غزليات او بيست هزار بيت است . از اوست :نمىداند كسى در وصل قدر دوستداران را * جدايى مىكند ظاهر به ياران قدر ياران را( 4 ) . سخنوران آذربايجان : كس باخبر .
( 5 ) . روز روشن 494 : ميرزا احسن ترمذى از سادات كرام بود و در دور اكبرى به هندوستان ورود نمود .
( 6 ) . روز روشن 496 : طاهر رازى فرزند ملّا اميدى رازى است .
تحفهء سامى 141 : طايرى رازى ، پسر مولانا اميدى است .
( 7 ) . تحفهء سامى : به آزار .
( 8 ) . متن : حيرت . از روز روشن و تحفهء سامى تصحيح شد .
( 9 ) . آتشكدهء آذر 76 و نصرآبادى 305 : در مشهد مقدّس به عطّارى مشغول بود . گويند شاگرد امّتى تربتى بوده و در عهد شباب