صادق تفرشى
آقا صادق تفرشى ، تا آخر عهد محمّد شاه در وطن خود زنده بود . منه :
تا بهر خود نداشته باشم [ ذخيرهاى ] « 1 » * امروز مىخورم غم فرداى خويش را
صانع
شيخ نظام الدّين صانع تخلّص مشهور به شيى ميان ، متوطّن قصبهء بلگرام ، سخنور نيكوبيان ، از تازهگويان اين عصر است . هذا من ديوانه :
ز تو اى خرد نديدم چو گشاد كار خود را * به جنون حواله كردم همه كار و بار خود را
دم آخر است صانع كه بگويد آن صنم را * كه بيا دمى به بالين تو اميدوار خود را
هامش
ز خوان لذّت دنيا گرانى آنقدر دارم * كه مىلرزد دلم از خوردنى گر خود قسم باشد*مصرع پيچيدهء زلف تو جاى حرف نيست * شانه حيرانم چرا اين دخل بىجا مىكند( 1 ) . از افاضات استاد محمّد قهرمان افزوده شد .