صمصام الدّوله
نوّاب صمصام الدّوله ، خان دوران ، امير الامراى عصر فردوس آرامگاه بود . نامش محمّد عاصم و از خواجهزادههاى نقشبنديهء اكبرآبادى است . در سنهء يكهزار و پنجاه متّصل قصبهء كرنال در مقابلهء نادر شاه قهرمان ايران به كمال شجاعت در ثبات قدمى سرخرويى معركه ميدان يافته رحيل دار بقا شد . منه :
سحر خورشيد لرزان بر سر كوى تو مىآيد * دل آيينه را نازم كه بر روى تو مىآيد
صوفى
ابو البركات خان صوفى تخلّص ، برادر عيسى نوّاب عبد المجيد خان است . منه :
كشتى دل « 1 » را كه لنگر از علايق بوده است * بادبان دامن كشيدن از خلايق بوده است
صداقت
محمّد ماه صداقت تخلّص ، برادرزادهء محمّد اكرم غنيمت تخلّص بود و در نثر و نظم كمال قدرت داشت . در اواسط عهد فردوس آرامگاه فوت شد . « 2 » نثرش اكثر متضمّن لطيفههاست . از آن جمله است كه در بياضى به نامش مرقوم بود . نقل است زنى پاجىمشرب نادانسته از پشتبام قدرى آب بر عارف جام ريخت . مولوى به نحر آشنا كه مسايل غيبى و روايات محيط ياد داشت از راه تقوى و طهارت به استفسار ماجراى آن آب مشكوك مقيّد شد . آن فاحشه مطلق كه فتاواى برهنه كشف عورت نيك مىدانست برطبق كل اناء به ترشّح بما فيه آبروى حيا بر خاك ريخته گفت اين آب از چشمهاى است كه پايان دو ثاقله كوه سرين دايم مىتوان يافت و از چاهى است كه كشش آن هاروت و ماروت را بارانوار از آسمان فرود آورده و مانند دلو رسن در گلو بست . مولوى فرمود كه مضايقه ندارد آخر آن حوض كبير كه مجموعهء فحول علماء ماوراء النّهر است كم از ده درده نخواهد بود . الحاصل او صاحب فكرت رساست . وى راست :
چون كمان از خانهام نتوان برآوردن به زور * گوشهگيرى مصلحت با قامت خم ديدهام
*
دماغ منّت پروانه و بلبل كجا دارم * چراغان برنمىتابد مزارم ، گلفشانى هم « 3 »
هامش
( 1 ) . روز روشن 484 : تن . و ابيات ديگر از همانجا :خاكسارى گر كند دشمن از او غافل مباش * چون زمين گيرد پلنگانداز جستن مىكند*نه از بدخويى اغيار ، نى از يار مىترسم * مزاج نازكى دارم ، ز خود بسيار مىترسم( 2 ) . تذكره شعراى پنجاب 218 : در سال 1148 هجرى به مرض سودا مبتلا شده بود ، درگذشت .
( 3 ) . متن :چراغى برنمىياب مزارم گل برافشانى .از تذكره شعراى پنجاب تصحيح شد . و ابيات ديگر از همانجا :