تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
زبان بلبلان خموش و از شيرين مقالش كام طوطيان در نوش . طبعش رساست . وى راست :
نمىگويى ، نمىخندى ، چه شد آيين مشرب‌ها * تبسّم در شكرخواب است پندارى از آن لب‌ها
*
دلدار چه بىوفا برآمد * شرمندهء انتخاب خويشم

صادق اصفهانى

صادق صفاهانى مشهور به گاو ، گاهى شعر موزون مىنمود . « 1 » قطعه‌اى كه مىآيد در جواب قطعهء خاقانى گويد و آن اين است :
خاقانى آن كسان « 2 » كه به راه تو مىروند * زاغند و زاغ را روش كبك آرزوست گيرم كه مارچوبه كند تن « 3 » به شكل مار * كو زهر بهر دشمن و كو مهره « 4 » بهر دوست
صادق گويد :
اى صادق آن كسان كه طريق « 5 » تو مىروند * ايشان خرند و خر روش گاوش « 6 » آرزوست گيرم كه خر كند تن خود را به شكل گاو * كو شاخ بهر دشمن و كو شير بهر دوست « 7 »

صائب تبريزى

محمّد على صائب تخلّص ساكن تبارزه عبّاس‌آباد صفاهان است . « 8 » كلامش دلپذير و عرصه جهان را عالمگير ، در هندوستان آمده به خطاب مستعد خانى سرفرازى يافت و در عهد شاه عبّاس ثانى به خطاب ملك الشّعرايى به پايهء عزّت رسيد . گويند ميرزا صائب روز جلوس شاه سليمان صفوى حكم شعرخوانى يافت . ناگاه اين شعر از زبانش برآمد :
احاطه كرد خط آن آفتاب تابان را * گرفت خيل پرى در ميان سليمان را
هامش
( 1 ) . آتشكدهء آذر : خادم مسجد قديم اصفهان و به صادقاى گاو مشهور بود . دهخدا : از مردم اصفهان و معروف به گاو بود . خوش‌طبعان به اين لقبش ملقّب ساختند . ( 2 ) . متن : آن كسى . از دهخدا تصحيح شد . ( 3 ) . متن : كنندش . از دهخدا تصحيح شد . ( 4 ) . متن : دشمن كو مهر . از دهخدا تصحيح شد . ( 5 ) . دهخدا : كه به راه . ( 6 ) . متن : گاو . از دهخدا تصحيح شد . ( 7 ) . متن :كو بهر شاخ دشمن كو بهر شير دوست .از دهخدا تصحيح شد . ( 8 ) . ريحانة الادب 3 / 340 : ميرزا محمّد على پسر ميرزا عبد الرّحيم تبريزى الاصل ، اصفهانى المولد و المنشأ و المدفن ، به مستعد خان ملقّب ، بين الادباء به ملك الكلام مشهور و در عهد شاه عبّاس ثانى به ملك الشّعرايى مفتخر شد . بلكه به نوشتهء بعضى به وزارت هم نايل شد . صائب به هردو زبان تركى و فارسى اشعار نغز و طرفه گفته است و اشعار او در هند و تركيه بيش‌تر از وطن خود مورد توجّه افاضل مىباشد . ار آثار قلمى اوست : 1 . ديوان شعر كه به ديوان صائب مشهور ، متضمّن معانى بديهه و انواع تشبيهات و استعارات ، حاوى چهل هزار يا هشتاد و پنج هزار يا صد هزار و يا قريب صد و بيست هزار بيت است . 2 . قندهارنامه 3 . محمود و اياز . و اين هردو مثنوى و غير از ديوان اوست . علاوه بر اين‌ها جنگى نيز به نام بياض به صائب نسبت داده كه بسيار قابل مطالعه ، در حدود بيست و پنج هزار بيت است و داراى اسامى هشتصد تن از شعرا مىباشد . صاحب ترجمه به سال هزار و هشتاد و يكم يا هفتم هجرت در اصفهان وفات يافت .