خارد ار پشت مرا انگشت من * خم شود از بار منّت پشت من
صبورى
ملّا حسين صبورى تخلّص ، هفت نسخه مثنوى دارد . خوبگوست . از اشعار اوست :
غمم افزون شود چون ديگران گريند بر حالم * بلى دريا فزون مىگردد از باران ساحلها
صحيفى شيرازى
خط ثلث خوب مىنوشت . اكثر كتابههاى مساجد و مقابر صفاهان به خط اوست و در فن تاريخ گويى نيز كمال داشت . « 1 » تاريخ مسجد صفاهان گويد :
« نشان كعبه هويدا شد از بلاد عجم » « 2 »
صلحى كرانى
مير صلحى كرانى است و كران محلّهاى است در صفاهان در هجو جگر به خون نام شخصى كه از اعيان صفاهان بود گويد :
اى آنكه ز گوهر زبون آمدهاى * از روز ازل لجوج « 3 » و دون آمدهاى
از كاوش [ همچو ] « 4 » من دلت خون نشود * كز پشت پر جگر به خون آمدهاى
صفى يزدجردى
صفى قلى بيگ وزير يزدجرد ، سخنور در همان عصر بود . « 5 » منه :
هامش
پرسيد از من ز روى پركارى دوست * كز بهر چه ما را فكند دايم پوست
گفتم چو به زلف تو كنندش نسبت * در پوست نمىگنجد و هم حق با اوست( 1 ) . در نصرآبادى 305 ، اين ابيات به نام وى آمده :شدم مويى و پيچيدم بر آتش يار حاضر شد * عزايم خوان پرى حاضر كند چون مو بسوزاندرباعى در صفت روضهء يكى از ائمّه :بستند ملائك كمر از صدق و يقين * در خدمت شمع روضهء خلد آيين
مقراض به احتياط زن اى خادم * ترسم ببرى شهپر جبريل اميندهخدا : از مردم شيراز و شاعرى بلندپرواز بود . شاعران ديگر خود را در معرض سؤال و جواب وى قرار نمىدادند . شعر تركى و فارسى مىگفت .
( 2 ) . برابر است با سال 986 ه . ق .
( 3 ) . متن : محوج . از روز روشن 479 تصحيح شد .
( 4 ) . از روز روشن افزوده شد .
( 5 ) . نصرآبادى 72 : خلف مرحمت پناه محمّد على بيگ مرحوم مدّتى كرك يراق پادشاه قدردان شاه عبّاس ماضى بود . بعد از فوت آن پادشاه به حجابت به هندوستان رفته بعد از آن وزير اصفهان شده در زمان شاه عبّاس ثانى به نظارت بيوتات سرافراز گرديده مدّتى قبل از حال تحرير فوت شده . چند رباط ساخته و آثار خير از او بسيار مانده است . ابيات زير از اوست :سرگشتهايم گرد جهان همچو آسمان * تا دست و تيغ او ز كجا مىشود بلند
چون برق آه از سر افلاك بگذرد * دودى كز آتش دل ما مىشود بلند
غم را نهفتهايم به خلوتسراى دل * اى ناله دم مزن كه صدا مىشود بلند