تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨

صابر قاف

استاد صابر قاف مشتهر به عودى است . استاد جليل القدر در همان عصر بود . « 1 » منه :
دامن چون تو نگارى ز كف آسان ندهد * كه به خونابهء بسيار به دست آمده است

صادق دست‌غيبى

ميرزا صادق دست‌غيبى مشهور به رباعىگو است . « 2 » از اوست :
دم شمشير تو اعجاز مسيحا دارد * خضر گر كشتهء تيغ تو بود « 3 » جا دارد هر نفس دست تو در گردن خود مىبيند * اين چه اقبال بلند است كه مينا دارد ؟
مسطور است كه بعد وفات او اين غزل را كه مطلعش مىآيد و در آن نزديكى ايّام كعبه بود پيش جنازه‌اش مىخواندند و طرفه شورشى و حالتى در مردم رو داده بود :
هركه آمد گل ز باغ زندگانى چيد و رفت * آمده بر سستى « 4 » عهد جهان خنديد و رفت

صفايى

صفايى تخلّص ديگر كس از خوش‌فكران عهد شاه طهماسب ماضى بود . در فترت عبد اللّه خان اوزبك كشته شد . منه :
شد عمرها كه نيشكر از خاك كوهكن * قد مىكشد به حسرت شيرين گره‌گره

صالحى خراسانى

محمّد ميرك صالحى تخلّص خراسانى ، در همان عصر بود . اشعار بامزه سير نمك دارد . « 5 » منه :
درد دل گفتم ، تغافل كرد ، خوارى را ببين * گريه كردم ، خنده زد ، بىاعتبارى را ببين صبر كردم ، سر كشيده ، بىخودى كردم ، رميد « 6 » * شكوه كردم ، رنجه شد ، ناسازگارى « 7 » را ببين « 8 »
هامش
( 1 ) . روز روشن 454 : عودنواز معروف به اوستاد صابر در زمان شاه طهماسب صفوى در فن موسيقى و عودنوازى سرآمد ماهران اين هنر بود . از اوست :طرّارى آن طرّه ز رخسار تو پيداست * هر جا كه رود ذرّه به مهتاب نمايد( 2 ) . دانشمندان و سخن‌سرايان فارس 3 / 412 : ميرزا صادق دست‌غيب شيرازى ، قاضى القضاة شيراز و معاصر شاه صفى صفوى بود و در كتابخانهء سلطنتى به كار كتابت و استنساخ مشغول بود و در جوانى ( ظاهرا در سى سالگى ) در لار بدرود زندگى گفت . ( 3 ) . همان : خضر اگر كشتهء تير تو شود . ( 4 ) . همان : آمد و بر مستى . و ابيات بعدى چنين است :كس از اين ويرانه ده يك دانه حاصل برنداشت * هركه آمد پاره‌اى تخم امل پاشيد و رفت سير معراج فنا را قوّتى در كار نيست * چون شرر مىبايد اندك همّتى ورزيد و رفت( 5 ) . آتشكدهء آذر 76 : از اولاد خواجه عبد اللّه مرواريد كرمانى است . ابا عن جد به مناصب سلطانى سرافراز بوده‌اند . دهخدا : از مردم مشهد است . در دار الانشاء سرآمد اقران بود . ( 6 ) . دهخدا :آه كردم ، درگرفت ، آثار طالع را نگر .( 7 ) . دهخدا : بىاختيارى . ( 8 ) . ابيات ديگر از آتشكدهء آذر :
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 388 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده