تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
آن چيست كز سران جهان بر سر آمده * آن را كه بر سر آمده از پا درآمده

صادق

سيّد جعفر صادق تخلّص معاصر سلطان حسين بايقراست . وى راست :
ترك من دست چو بر خنجر بيداد برد * كشته را ذوق وصال خضر از ياد برد

صالح هروى

محمّد صالح صالح تخلّص ، ساكن هرات در همان عصر بود . منه :
دردمندانى كه سير عالم دل مىكنند * هركجا ويرانه‌اى بينند منزل مىكنند
*
لاف صبر اى دل مزن چون با غم او همدميم * يكدگر را خوب مىدانيم و ياران هميم
*
هرچه دارى شب نوروز به مى ساز گرو * غم فردا چه خورى ، روز نو و روزى نو « 1 »

صفايى خراسانى

ملّا صفايى مشتهر به خراسانى ، اصلا اندجانى است . سخنور ذى قدر در همان عصر بود . « 2 » منه :
بس كه در سر هوس روى تو دارد ديده * پشت سوى من و « 3 » رو سوى تو دارد ديده
هامش
كبودجامه‌اى نوشته‌اند . مدّتى در خدمت امير عليشير بود . آخر به حضور سلطان حسين ميرزا بار يافته به داروغگى كتابخانه مأمور گشت . در استراباد سنهء 1017 ه . ق . اسباب زندگى از اين عالم اسباب برداشت . اين ابيات از اوست :شاخ گل ما نشناسيم ولى مىدانيم * كان پرىچهره به اين رنگ قبا مىپوشدبيت فوق در تعريف شمشير است .هاروت‌وار رفته گهى سرنگون به چاه * گاهى ز چه چو يوسف مصرى برآمده بحرى است هولناك ولى اين عجب كه او * از حوت همچو يونس پيغمبر آمده صوفى مثال گشته سرانداز گاه رقص * آن‌گه چو شيخ شهر به خلوت درآمده با آن‌كه نيستش قلم امّا قلمزن است * هرچند بىزبانست ، زبان‌آور آمده( 1 ) . روز روشن 462 و تذكره ميخانه ، اين بيت را به همراه بيت زير ، به نام صالح تبريزى آورده‌اند :سر سال است بكش باده كه تا سال دگر * برندارد ز تو خورشيد سعادت پرتو( 2 ) . تحفهء سامى 158 : خراسانى است امّا در يزد بسر مىبرد . اوقات به كار ديگرى مىگذراند . اين مطلع از اوست :سوختم چندان‌كه بر تن نيست ديگر جاى داغ * بعد از اين خواهم نهادن داغ بر بالاى داغ( اين بيت در مجالس النّفايس 303 ، به نام صفاتى كه از شاعران سلطان يعقوب بوده آمده است . ) دهخدا : از اهالى خراسان و از احبّاى مولانا جامى است . ( و بيت مذكور در تحفهء سامى را آورده . ) مجالس النّفايس 79 : ملّا صفاتى ، از شعرايى است كه حالا پيدا شده‌اند . ( و بيت مذكور در متن را با كمى اختلاف ، به نامش آورده . ) مجالس النّفايس 255 : مولانا صفايى مروى ، در اين زمانه تازه پيدا گشته . ( و بيت مذكور در متن را آورده . ) ( 3 ) . مجالس النّفايس 79 : پشت خود بر من و .