تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
جندى و غيرهم ارباب حال در خدمتش فيض‌ياب كمال بوده‌اند . « 1 » هذا من كلامه :
آن نيست ره وصل كه انگاشته‌ام « 2 » * آن « 3 » نيست جهان جان كه پنداشته‌ام « 4 » آن چشمه كه خضر خورد « 5 » از او آب بقا « 6 » * در خانهء ماست ، ليك « 7 » انباشته‌ام « 8 »

صفى الدّين اردبيلى

شيخ صفى الدّين اردبيلى ، از جملهء ارباب معانى و مريد شيخ محمّد زاهد گيلانى و از اولاد امام الانس و الجان موسى كاظم عليه الرّضوان است و جدّ كلان سلاطين صفويّه بود . در سنهء 735 از اين جهان رحلت نمود . « 9 » منه :
هرگه كه رسى به خلوت يار ، اى دل * از ما برسان سلام بسيار ، اى دل وان‌گه خبر از خرابى حالم گو * زنهار اى دل ، هزار زنهار ، اى دل

صاعد خبوشانى

زين الدّين صاعد تخلّص خبوشانى بود . « 10 » منه :
زين عشق كه اشك سرخ ، رخ زرد كند * گرمم بگرفت تا دمم سرد كند زين بيش ز درد خود شكايت نكنم * ترسم كه ز درد من دلت درد كند

صاحب

فصيح الدّين صاحب تخلّص ، نامش داخل مجالس النّفايس است . « 11 » در تعريف كشمير گويد :
هامش
( 1 ) . روز روشن 473 : دست ارادت به شيخ شهاب الدّين سهروردى داده و با مولاناى روم سر به افاده و استفاده نهاده . رسايل نفيسه در تصوّف نوشته . رياض العارفين 154 : محمّد بن اسحاق بن محمّد بن يوسف بن على القوينى ، او را جناب شيخ محيى الدّين عربى تربيت فرموده . در ميانهء او و خواجه نصير الدّين طوسى اسأله و اجوبه واقع شد و خواجه او را تمجيد كرده ، آن جناب را در علوم بتخصيص در تصوّف پسنديده است . از آثار اوست : تبصرة المبتدى و تذكرة المنتهى و شرح تعرّف و نيز شرح رساله‌اى موسوم به شجرهء نعمانيه كه شيخ وى در دولت عثمانيه تصنيف فرموه تحرير نموده است . ( 2 ) . روز روشن : انگاشته‌ايم . ( 3 ) . روز روشن : وان . ( 4 ) . روز روشن : پنداشته‌ايم . ( 5 ) . روز روشن : خورد خضر . رياض العارفين : خضر خورده . ( 6 ) . رياض العارفين : آب حيات . ( 7 ) . روز روشن : لكن . ( 8 ) . روز روشن : انباشته‌ايم . ( 9 ) . رياض العارفين 155 : نسبت آن جناب به حضرت امام موسى الكاظم ( ع ) مىپيوندد . در شيراز با مشايخ صحبت داشت و به راهنمايى آن‌ها طالب شيخ زاهد گيلانى شد . گويند نسبت ارادت جناب زاهد به دو واسطه به ركن الدّين سجاسى مىرسد . زياده بر 30 سال به هدايت و ارشاد طالبان اشتغال داشتند و زياده از صد هزار كس تربيت فرمودند . اين بيت از او ديده شد :آه از اين ذكر فسرده ، چند از اين فكر دراز * آه‌هاى آتشين و چهره‌هاى زرد كو ؟( 10 ) . لباب الالباب 1 / 144 : در خراسان لقب حاتم الزّمان يافت . كليددار سلطان سكندر بود . در آن سال كه ممالك ماوراء النّهر مضبوط شد ، به بخارا و سپس به خبوشان رفت و در همان موضع به جوار رحمت آفريدگار انتقال كرد . ( 11 ) . روز روشن 456 : ملّا فصيح الدّين از خطهء كبودجامه مضاف استراباد بود . ازاين‌رو بعضى او را استرابادى و برخى
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 385 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده