تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣

باب الصّاد المهمله

صفى الدّين يزدى

حضرت شيخ صفى الدّين يزدى ، معاصر طغان شاه ، بزرگ كمالات دستگاه بود . غزلى كه شيخ عراقى جواب او گفته از اوست و مطلعش اين است : « 1 »

صدر الدّين نيشابورى

شيخ صدر الدّين نيشابورى ، مصنّف تاريخ خوارزمشاهى است . محمّد عوفى او را از قوم سادات نوشته . « 2 » منه :
اى مهرگسل ، عشق تو در كينهء ماست * آماجگه تير غمت سينهء ماست حال دل مستمند بىچاره بپرس « 3 » * از هجرانت كه يار ديرينهء ماست

صندلى غزنوى

حكيم صندلى غزنوى « 4 » از قدماست . وى راست :
گفتم به دل شكسته چون دارى كار * با زلف شكستهء خم اندر خم يار
هامش
( 1 ) . در متن شعرى از اين شاعر نيامده و ابيات زير در روز روشن 476 ديده شد :نه يكى روز ز وصل تو نشان يافته‌ام * نه يكى شب ز فراق تو امان يافته‌ام دوش از دست غمت اين دل غم‌پرور را * خون‌چكان ، نعره‌زنان ، جامه‌دران يافته‌ام*زان پيش كه ناگه لب خشك بنده * دزدد شكرى زان دو لب پرخنده لشكر گه زنگبار بر گرد رخش * از مشك طناب در طناب افكندهدر لباب الالباب 1 / 278 ، اشعارى از وى آمده است . ( 2 ) . لباب الالباب 1 / 142 : صاحب ديوان استيفاى نيشابور بود و در فضل به غايتى كه جملگى افاضل خراسان به تقدّم او اعتراف مىكردند و بنده ( عوفى ) گاه‌گاهى به خدمت او رفتى و از وى اقتباس فوايد كردى . چند شعر تازى از وى شنيده آمده است . در آخر عمر از شغل استيفا استعفا خواست . به تحرير تاريخ سلطان سكندر مشغول بود . ( 3 ) . متن : مپرس . از روز روشن 474 ، تصحيح شد . ( 4 ) . روز روشن 480 : مجد الدّين ابو سنجر .