تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
ساده‌لوحى كه به يك غمزه دلم شيدا كرد * آن‌قدر مشق ستم كرد كه خط پيدا كرد
*
تو از تمكين من از حيرت ، نه ايمايى ، نه تقريرى * بدان ماند كه هم‌زانوست تصويرى به تصويرى

شفيعا خراسانى

ملّا شفيعا خراسانى ، مخترع خط شفيعاست . در سنهء 1081 فوت شد . « 1 » منه :
نسيم مىرسد « 2 » از كوى آن نگار امروز * به ديده نور نظر مىدهد غبار امروز بنفشهء خط [ و ] « 3 » ريحان زلف و غنچهء لب * به روى يار شكفته است نوبهار امروز « 4 »

شوقى يزدى

در همان عصر بود . « 5 » منه :
مدام آن آرزو دارم كه بر گرد سرت گردم * به گرد خاطرم اين آرزو بسيار مىگردد

شجاع اصفهانى

شجاع الدّين محمود صفاهانى ، در همان عصر بود . « 6 » منه :
هامش
( 1 ) . دهخدا : از مردم هرات بود . در كمالات گوناگون قدرت زياد داشت . در خدمت مرتضى قلى خان شاملو حاكم هرات منصب منشىباشى داشت . بر تكميل خط شكستهء او همت گماشت تا تدريجا از خوش‌نويسان خط شكسته به حساب آمد و مىتوان گفت كه خط شكستهء او اختراعى بود . علاوه بر حسن خط ، در نقّاشى و رسّامى و تذهيب‌كارى و سطوربندى بىقرين بود . سفرى به هندوستان كرد و به هرات برگشت . ( 2 ) . متن : مىروى . از نصرآبادى 406 تصحيح شد . ( 3 ) . از نصرآبادى افزوده شد . ( 4 ) . اشعار ديگر از نصرآبادى :چرا امشب برم اى شوخ بىپروا نمىآيى * نمىآيد به ساغر مى ز مينا تا نمىآيى به فردا وعدهء قتلم چو دادى سر مپيچ از من * كه امشب مىكشم خود را اگر فردا نمىآيى( 5 ) . آتشكدهء آذر 108 : از عهد جوانى تا زمان پيرى غير عاشقى پيشه‌اى و از ملامت پير و جوان انديشه‌اى نداشت . از اوست :شوقى ، غم عشق دلستانى دارى * گر پير شدى ، غم جوانى دارى شمشير كشيده قصد جان‌ها دارد * خود را برسان ، تو نيز جانى دارى*شوقى ، غم دوست را به عالم ندهى * با هركه نه زوست شرح اين غم ندهى مرغ غم او به حيله شد ما را رام * زنهار كه مرغ رام را رم ندهى( 6 ) . روز روشن 413 : خلف خليفه سلطان ، فرزند خليفه اسد اللّه اصفهانى ، متولّى روضهء رضويّه بود . از اوست :دلم گم شد ، تو دارى ، از نگاهت مىتوان دانست * ز ناز شيوهء چشم سياهت مىتوان دانست*مردم به درد و مايهء درمان من كجاست ؟ * از درد دل هلاك شدم ، يار من كجاست ؟*گفتمت دم مزن از عشق ، دلا نشنيدى * اين زمان خاطر خرّم نه تو دارىّ و نه من