اگر دشمن كشد ساغر وگر دوست * به طاق ابروى مستانهء اوست
او را به زر كشيده . « 1 » هذا من ديوانه :
ديگرى را در گرفتارى شريك ما مكن * مدّعا گر شهرت حسن است يك رسوا بس است
*
چشم تو جادويى است كه چون صورت فرنگ * از يك نگاه با همه كس آشنا شود
*
از وصل تو محرومم ، در هجر تو داغم * پروانهء پرسوختهء پاى چراغم
مصرع ثانى خان آرزو را توارد شده و آن اين است :
از چشم تو افتاده و از دست تو داغم * پروانهء پرسوختهء پاى چراغم
و خان آرزو گويد كه اين قسم توارد ما به الافتخار متأخّرين است كه با مقدّم صاحب كمال اتّفاق افتد .
شهودى يزدى
محمّد على يزدى شهودى تخلّص ، در همان عصر بود . « 2 » از عدمنامهء اوست :
چند روزى است زندگى به جهان « 3 » * عاقبت كلّ من عليها فان « 4 »
شيونى
ملّا شيونى ، بسيار به درد حرف مىزند . در همان عصر بود . منه :
زين گونه كه هست رسم جانان رفتن * آموخت مگر ز عمر ما جان رفتن
از آمدنت نبود باعث جز آنك « 5 » * دانست كه ناآمده نتوان رفتن
شادابى
ملّا شادابى در همان عصر بود . منه :
چون غنچهء تصوير در اين گلشن ايام * بر غنچهء نخل طربم خنده حرام است
شگونى
ملّا حيدر شگونى تخلّص ، در همان عصر بود . منه :
هامش
( 1 ) . دهخدا : در تقليد بابا فغانى ، ديوانى به اتمام رسانيد . مدّاح شاه عبّاس صفوى بود . به سال 1023 درگذشت .
( 2 ) . روز روشن 448 : به عهد اكبر پادشاه در هندوستان رسيده . از اوست :رفته عيسى اگر به چرخ برين * عاقبت خاك مىشود به زمين
آنكه آمد خلاصهء لولاك * در مدينه چو گنج شد در خاك( 3 ) . روز روشن : زندگىّ جهان .
( 4 ) . الرحمن / 26 .
( 5 ) . متن ، آنكه . تصحيح شد .