شوقى خبوشانى
شوقى خبوشانى است . « 1 » اسمش نيز در همان كتاب مسطور است . منه :
جانا همه از تو تندخويى آيد * وز تو همه خوى « 2 » فتنهجويى آيد
گفتى كه ز من وفا نيايد هرگز * با للّه كه از تو هرچه گويى آيد
مختلف فيه است .
شعورى كاشى
در تاريخگويى بىهمتا بود . چند قصايد كه هر مصرعش تاريخ است گفته . شاگرد محتشم كاشى بود . « 3 » منه :
به تيغ عشق خوبان مىكنم دعواى سربازى * ندانم در مقام امتحان من كه خواهم بود
شمس بغدادى
مولانا شمس بغدادى ، اسمش از انتخاب شيخ محمّد على حزين نوشته شد . منه :
آنچه هرگز برنيايد از لبش كام من است * وان كه هرگز بر زبانش نگذرد نام من است
شكيبى تبريزى
شكيبى تبريزى است . « 4 » نام او هم از همان انتخاب مرقوم شد . منه :
دارم دلى كه دارد هر ذرّهاش هوايى * چون خرقهء گدايان هر پارهاى ز جايى
شريف آملى
با ابو الفضل محشور بود . « 5 » منه :
هامش
( 1 ) . تحفهء سامى 171 : به تيرگرى موسوم بود .
( 2 ) . تحفهء سامى : وز خوى تو بوى .
( 3 ) . روز روشن 424 : مدّاح اعتماد الدّوله حاتم بيگ خان بوده . در نشتر عشق و صبح گلشن و غير آن ، اشعار شعورى مشهدى به غلط به نام همين شعورى كاشى نوشته شده . از اوست :چندين كه غم جان و تنت بايد خورد * چون من ز توام ، غم منت بايد خورد
امروز غمم نمىخورى ، مىترسم * فردا غم غم نخوردنت بايد خورد( 4 ) . ريحانة الادب 2 / 234 : مقصود على شكيبى ، از شعراى نامى قرن دهم هجرى تبريز مىباشد . در عهد شاه طهماسب اوّل وارد قزوين شد . به سال 971 ه . ق . در تبريز وفات يافت و در قبرستان سرخاب مدفون شد .
سخنوران آذربايجان 443 : به نوشتهء سام ميرزا ، اوقات به زركشى مىگذرانيده و گاهى به گفتن شعر اشتغال داشت . از اوست :به هر طريق كه باشم خلاف راى تو باشد * كسى چه كار كند كان به مدّعاى تو باشد*با خيال روى او آسودهام امشب به خواب * دم مزن از روى مهر ، اى صبح بيدارم مكن( 5 ) . تذكرهء شعراى پنجاب 205 : در خدمت اكبر پادشاه مىبوده . در سال 1005 هجرى در لاهور وفات يافت . از اوست :