نه از گرمى مهر آن مه نظر بر دشمن اندازد * از آن بيند به سوى او كه آتش در من اندازد
*
مىخواستم نظارهء آن دلربا كنم * فرصت نداد گريه كه من چشم واكنم
از منتخبات ميرزا صائب :
شبى به رسم گدايى به كوى يار شدم * مرا شناخت برآورد ، شرمسار شدم
از منتخبات تقى اوحدى :
عاشق كه جان نثار بر آن آستانه ساخت * از شوق جان سپرد و اجل را بهانه ساخت
ايضا از ما اشعار اوست :
آمد به پرسش من و دردم فزود و رفت * صبرى كه خود نداشتم آن هم ربود و رفت
*
تو را اى مه بىوفا مىشناسم * به نوعى كه هستى تو را مىشناسم
چگونه شوم شاد از وعدهء تو * كه من طالع خويش را مىشناسم
شوكتى
سلطان ميرزا ابو القاسم شوكتى تخلّص ، برادرزادهء همايون پادشاه است . منه :
فلك به كشتن من اينقدر شتاب مكن * چو خواهم از ستمت مردن اضطراب مكن
شاه حسين عنايت شبستانى
مؤلّف تذكرة الشّعراء است . نام آن نسخه به سبب عدم شهرت معلوم نيست . اين بيت در هجو كشتى از اوست :
كشتى نه و دوزخ فسرده * تابوت يك و هزار مرده
شرارى همدانى
عبدى بيگ شرارى تخلّص همدانى ، برادر رشكى است . منه :
غمگين نشود طبع گل از نالهء بلبل * فرياد گدا رونق بازار كريم است
شعورى نيشابورى
خط نستعليق خوب مىنوشت . در سنهء 917 كشته شد . « 1 » منه :
هامش
( 1 ) . دهخدا : از گويندگان قرن دهم هجرى و از نيشابور است . اغلب در مشهد اقامت مىكرد . از اوست :آرزوى ما جمال خوبرويى بيش نيست * قسمت ما از جمالش آرزويى بيش نيست*شعورى چون روم از بىخودى ناخوانده در بزمش * پى رفع خجالت همزبان من كه خواهد شد ؟