چشمان من به رويت در عاشقى چنانند * كز رشك يكدگر را ديدن نمىتوانند
اين شعر را بعضى هم به نامش و هم به نام صفايى نوشته .
شيخ
شيخ تخلّص شخصى است . منه :
اياز گرچه بهصورت غلام محمود است * ولى به نزد حقيقت هم اوست بندهنواز
شاه حسين اصفهانى
شاه حسين صفاهانى ، از عمدههاى كلان عصر شاه اسماعيل صفوى ماضى است . خوبگوست . « 1 » از اوست :
هرچند شعله زد شب غم برق آه ما * روشن نگشت پيش تو حال تباه ما
شمس الدّين بهبهانى
مولانا شمس الدّين بهبهانى بود . منه :
صيدش تپان نه بهر خلاصى ز بند اوست * مىرقصد از نشاط كه صيد كمند اوست
شهاب الدّين معمّايى
معاصر پادشاه و اوستاد والادستگاه بود . « 2 » منه :
جفا و جور تو كم شد ، مگر شدى آگاه « 3 » * كه من به جور و جفا نيز خوشدلم از تو « 4 »
شاه شبلى
مولانا شاه شبلى ، مرد آزادى بود . در خط دستى داشت . « 5 » منه :
هامش
( 1 ) . روز روشن 409 : ميرزا شاه حسين اصفهانى بن ميرزا بيگ است . جدّش امير ذو الفنون ارغون ، از طرف سلطان حسين ميرزا حاكم قندهار بود . و بعد قتل نجم ثانى به وزارت شاه اسماعيل صفوى مباهى گرديد . از اوست :عاشقان نام تو را مونس جان ساختهاند * وصل چون نيست ميسّر به همان ساختهاند*دامن به ميان برزده جانانهام امروز * من بندهء آنطور يتيمانهام امروزدهخدا : شاه حسين ساقى اصفهانى ، ملقّب به اعتماد الدّوله كمال الدّين ميرزا ، وزير شاه اسماعيل صفوى بود . در سال 925 در كاخ هشت بهشت كشته شد . سام ميرزا گويد : در سال 941 در حوالى دامغان درگذشت . در حبيب السّير لقب او قوام الدّين است . در الذّريعه آمده : در ابتداء كار بنّا بود . سپس به داروغگى اصفهان رسيد و بعدا شاه اسماعيل صفوى او را به وزارت منصوب كرد و به دست مهتر شاهقلى به قتل رسيد .
( 2 ) . تحفهء سامى 127 : از شاعران هرات است . به مهارت در فن شعر خصوصا در معمّا معروف ، چنانچه در آن باب رسالهاى در سلك نظم درآورده . از اوست :بر دل اهل وفا از ناوك آن ترك مست * مىرسد هرچند خواهى تير و پيدا نيست شست( 3 ) . تحفهء سامى : آگه .
( 4 ) . تحفهء سامى : كه من به جور و جفاى تو نيز خوشحالم .
( 5 ) . روز روشن 411 : از اقران ملّا عبد الرّحمان جامى است .