هفت از اين جهان رحلت فرموده و در شيراز آسوده و اين شعر از او رو نموده است :
زاهد چه حذر مىكنى از صحبت اوباش * ميخانه نه چون صومعه تنگ است ، تو هم باش
شاه شجاع
پادشاه كرمان ، صاحب فهم و فراست و قدرشناس هنروران بود . « 1 » چون ميان او و برادرش سلطان محمّد مجادله بود وقتى كه سلطان محمود بمرد اين رباعى در اين باب گفت :
محمود برادرم شه شير كمين « 2 » * مىكرد خصومت از پى تاج و نگين
كرديم دو بخش تا بياسايد خلق * او زير زمين گرفت و من روى زمين
شهاب الدّين دولتآبادى
مولانا شهاب الدّين دولتآبادى ، ملك العلما و اكمل الفضلاست و كتاب ارشاد كه تمام عبارت او به صلح مثالا لمسايل است و حاشيه هندى و تفسير بحر موّاج ، از جملهء تصانيف اوست . وفات او در سنهء ثمان و اربعين و ثمان مائه ( 848 ) واقع است . منه :
اى مه به فلك مثل تو تابان قمرى نه « 3 » * بر « 4 » روى زمين مثل تو زيبا پسرى نه
عمرى است كه من خاك شدم بر سر كويت * اى دوست « 5 » تو را بر سر خاكم گذرى نه
هامش
اخلاطى مصرى صحبت داشته . از اوست :اى حسن تو را به هر مقامى نامى * وى از تو به هر دلشدهاى پيغامى
كس نيست كه نيست بهرهور از تو وليك * اندر خور خود به جرعهاى يا جامىبيتى ديگر از روز روشن 416 :بتى چون تو چرا در پرده باشد ؟ * مگر از ننگِ چون من بتپرستىدهخدا : شريف جرجانى ، نامش على بن محمّد بود . به سال 740 در گرگان متولّد شد و به سال 816 در شيراز درگذشت . در حكمت و عرفان و علوم ادبى دست داشت . سعد الدّين تفتازانى در سال 779 ، او را به شاه شجاع مظفّرى معرّفى كرد و شاه او را با خود به شيراز برد و وى را مأمور تدريس در مدرسهء دار الشّفاء كرد . پس از فتح شيراز به دست تيمور ، اين پادشاه او را به سمرقند برد ولى بعد از مرگ تيمور او بار ديگر به شيراز آمد و در همان شهر به سن 76 سالگى درگذشت . از آثار اوست : الكبرى فى المنطق ، ترجمان القرآن ، صرف مير ، صغرى و كبرى . . .
( 1 ) . دولتشاه 225 : ابو الفوارس شاه شجاع ، چراغ دودمان آل مظفّر بود . بعد از محمّد مظفّر در عراق عجم و فارس و كرمان سلطنتى به استقلال يافت . گويند پيش مولانا قطب الدّين رازى شرح طوالع اصفهانى خواندى و باوجود فضيلت ، مهابت عظيم داشتى و شاه شجاع بعد از 14 سال كه به كامرانى و استقلال سلطنت راند ، در شهور سنهء 783 در وقت رحلت مكتوبى به حضرت امير تيمور گوركان نوشته و فرزندان و عشاير خود را سفارش نمود .
دهخدا : فرزند مبارز الدّين محمّد ، از طرف مادر به قراختاييان كرمان منسوب است . در نه سالگى قرآن را حفظ كرد و نزد قاضى عضد الدّين ايجى و جمعى ديگر از علماى وقت تحصيل كرد . در اقامهء شعاير دينى جدّ بليغ داشت . مدرسهء دار الشّفاء شيراز را تأسيس كرد . خودش هم در حوزهء درس مولانا قوام الدّين حاضر مىشد . او 53 سال عمر و 25 سال سلطنت كرد . بيشتر مدّت سلطنتش را به دفع مخالفان گذراند و اغلب در اين زدوخوردها كه با برادرزادگان خود داشت فاتح بود . اشعار فارسى و عربى سروده كه سعد الدّين انسى آنها را گرد آورده است . به سال 786 درگذشت .
( 2 ) . دولتشاه : شير مكين .
( 3 ) . در روز روشن 442 ، اين شعر با رديف « نيست » آمده .
( 4 ) . روز روشن : در .
( 5 ) . روز روشن : وز ناز . و بيت بعد چنين است :