تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩

شمس الدّين عبد اللّه شيرازى

فاضل كامل و استاد حاجى قوام الدّين و غيره بود . « 1 » منه :
در دولت و محنت جهان هست زوال * ور صاف و « 2 » گر دُرد درافكند « 3 » منال خوش باش ، « 4 » زمان به كام ياران بگذار « 5 » * زيرا كه نماند اين جهان بر يك حال

شرف الدّين على يزدى

مولانا شرف الدّين على يزدى ، جامع علوم و فنون ، در نثرنويسى يگانهء زمانه بود . ظفرنامه از تصانيف آن استاد غرّاست . « 6 » وى راست :
طمع دارد ز ناكامى دل من كامرانىها * بلى رسم است در عالم پس از غم شادمانىها
*
گو از سر هردو كون برخيز « 7 » * آن كس « 8 » كه ميان ما نشيند چون در همه‌جا بجز تو كس نيست * در صومعه كس چرا نشيند

شاهى سبزوارى

آقا ملك شاهى سبزوارى بن جمال الدّين فيروزكوهى است . مولد و منشأ او سبزوار است و اجدادش از اكابر سربدار بودند و اوستاد مولوى جامى است . استاد غرّاست . « 9 » وى راست :
هامش
من بىخبر افتاده و خلقى به شماتت * تو خفته به صد ناز و از اينت خبرى نيست( 1 ) . رياض العارفين 356 : او استاد خواجه حافظ شيرازى و شيخ على كلا و قوام الدّين ابو اسحاق بوده . سلطان محمّد مظفّر نيز به وى ارادت داشته . وفاتش در سنهء 772 ه . ق . اتّفاق افتاد . ( 2 ) . رياض العارفين : صاف تو . ( 3 ) . رياض العارفين : درافكنده . ( 4 ) . رياض العارفين : باش و . ( 5 ) . رياض العارفين : گذران . ( 6 ) . رياض العارفين 354 : به خواستهء شاهرخ ميرزا ، تاريخ ظفرنامه را تأليف كرد . در طريقت مريد سلطان حسين اخلاطى است . كتاب كنه المراد و حلل حقايق التهيل و مواطن و شرح قصيدهء برده ، از آن جناب است . در سنهء 856 در يزد وفات يافت . از اوست :در چشمهء شرع كج روم چون خرچنگ * در بيشهء دين چو روبهم پرنيرنگ بر منبر علم همچو در كوه پلنگ * در دلق كبود همچو در نيل نهنگ*گه شانه‌كش طرّهء ليلى باشى * گه در سر مجنون همه سودا باشى گه آينهء جمال يوسف گردى * گه آتش خرمن زليخا باشىدهخدا : فرزند شيخ حاجى يزدى ، اديب و مورّخ و شاعر نيمهء دوم قرن هشتم و نيمهء اوّل قرن نهم در يزد بود . سال وفاتش را به اختلاف 830 تا 858 ذكر كرده‌اند . ( 7 ) . رياض العارفين : خيزد . ( 8 ) . رياض العارفين : هركس . ( 9 ) . ريحانة الادب 1 / 179 : از مشاهير شيعه مىباشد و با ملوك سربدار منسوب است . در علم موسيقى مهارت داشته و عود را خوب مىنواخت . به جهت انتساب به حضرت شاه ولايت به شاهى تخلّص مىكرد . در سال 857 ه . ق . در استراباد در زياده از هفتاد سالگى درگذشت . در وقتى كه در مجلس پادشاه او را پايين‌تر از ديگران نشانده‌اند اين قطعه را گفته :
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 359 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده