تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١

باب الشين المعجمه

شهيد

ابو الحسن شهيد تخلّص ، معاصر رودكى بود . « 1 » منه :
دوشم گذر افتاد به ويرانهء طوس * ديدم جغدى نشسته بر جاى خروس گفتم چه خبر دارى از اين ويرانه * گفتا خبر اين است كه افسوس افسوس « 2 »

شهاب الدّين ابو طلحه

اقدم قدماست . « 3 » وى راست :
گر همچو خليل ز آتش آيى بيرون * سجّاده بر آب افكنى چون ذو النّون ور تخت نهى همچو سليمان بر باد * خاكت به دمى فرو برد چون قارون

شاه سنجان

خدمت شاه سنجان ، لقب وى ركن الدّين و متوطّن قريهء سنجان خواف و مريد حضرت مودود
هامش
( 1 ) . روز روشن 449 : شيخ ابو الحسن بلخى ، سلاطين آل سامان تعظيم و توقيرش مىنمودند و وى بر رودكى شاعر تقدّم زمانى دارد . دهخدا : شهيد بلخى ، ابو الحسن شهيد بن حسين جهودانكى بلخى ، حكيم و متكلّم و شاعر قرن چهارم هجرى ، با محمّد بن زكرياى رازى مناظراتى داشته و هريك بر ديگر نقضى و ردّى داشته است . در خط نيز استاد بود . اشعار عربى هم مىسرود . از بلخ به نزد ابو على محتاج چغانى رفت و او را مدح گفت . ممدوحان ديگرش نصر بن احمد سامانى و ابو عبد اللّه محمّد بن احمد جيهانى بودند . به سال 325 درگذشت . از اوست :عذر با همّت تو بتوان خواست * پيش تو خامش و زبان كوتاه همّت شير از آن بلندتر است * كه دل‌آزار باشد از روباه( 2 ) . اشعار ديگر از آتشكدهء آذر 242 :بر فلك بر دو شخص پيشه‌ورند * اين يكى درزى ، آن دگر جولاه اين ندوزد مگر كلاه ملوك * وان نبافد مگر لباس سياه*باادب را ادب سپاه بس است * بىادب با هزار كس تنهاست( 3 ) . لباب الالباب 2 / 153 : نامش طلحه و كنيتش ابو الحسن و از مردم مرو است . ( 18 رباعى از او ذكر كرده . ) از اوست :آن دل كه بُدى فارغ و ساكن پيوست * برخاست چو اندر او هواى تو نشست آن دست كه بند چرخ را بگشادى * بند سر زلف تو به يك موى ببست
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 351 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده