تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢

سلجوق شاه

برادر محمّد شاه است . « 1 » چون برادرش او را محبوس كرد در اين باب گويد :
درد و غم اين بنده « 2 » درازى دارد * عيش و طرب تو سرفرازى دارد بر هر دو « 3 » مكن تكيه كه دوران فلك * در هر دو « 4 » هزار گونه بازى دارد

سعدى شيرازى

شيخ مصلح الدّين سعدى شيرازى ، استاد گرامى و عارف نامى است . بارها در سفر حج پياده رفته و به صحبت شيخ شهاب الدّين سهروردى قدّس سرّه رسيده و مدّتى در بيت المقدّس و بلاد شام سقّايى بنمود تا كه به حضرت خضر ملاقات كرد و آن حضرت او را از زلال انعام افضال خود سيراب ساخت و او يكصد و ده سال عمر يافته و از جملهء آن سى سال در تحصيل علوم و سى سال در سياحت و سى سال در عبادت بسر برده . آخر روز جمعه ماه شوّال سنهء 691 وفات يافت . لفظ « خاص » تاريخ وفات اوست . « 5 » منقول است يكى از مشايخ آن عصر منكر كمال شيخ بود . شبى در واقعه ديد كه ملائك با طبق‌هاى نور از آسمان نازل شده‌اند . آن‌كس از ملائك سؤال كرد كه اين همه عنايت از براى كدام كس است ؟ گفتند كه براى شيخ سعدى كه او بيتى در توحيد بارى تعالى عرض كرده و آن به درجه قبول رسيده و هى هذا :
برگ درختان سبز در نظر هوشيار * هر ورقى دفترى است معرفت كردگار
آن شخص خواست كه خود رفته بشارت اين مژده به شيخ رساند . چون بر در سراى رسيد از اندرون خانه آواز شنيد كه شيخ بيت مذكور در حالت شوق به زمزمهء ذوق مىخواند . منقول است كه شيخ روزى در بلدهء تبريز در حمّام رفت . اتّفاقا خواجه همام كه مرد صاحب‌جاه و سخنور والادستگاه بود نيز در آن حمّام رسيد . ملازمان همه كس را از آن مكان بيرون كردند مگر شيخ در گوشهء حمّام متوارى نشسته ماند . چون خواجه همام داخل حمّام شد قضايا پسر خواجهء
هامش
( 1 ) . مجمع الفصحا 1 / 30 : از اتابكيهء فارس بود . روزگارى برادرش اتابك محمّد او را در قلعهء اصطخر فارس محبوس داشته بعد از فوت او از قلعه به درآمده به پادشاهى رسيد . در هنگام محبوسى اين دو بيتى ( مذكور در متن ) را به برادر نوشت . دهخدا : فرزند سلغر شاه ، هشتمين از اتابكان فارس است . به سال 660 به حكومت رسيد و به سال 662 درگذشت . ( 2 ) . روز روشن 362 : غم من بنده . مجمع الفصحا : غم بند من . ( 3 ) . مجمع الفصحا : بر دهر . ( 4 ) . مجمع الفصحا : در پرده . ( 5 ) . دولتشاه 152 : ظهور شيخ در روزگار اتابك سعد بن زنگى بوده است . گويند پدر شيخ ملازم اتابك بوده و وجه تخلّص شيخ سعدى به آن جهت است و ديوان شيخ را نمكدان شعر گفته‌اند و در ابتداى حال در مدرسهء نظاميهء بغداد در حلقهء درس شيخ الشّيوخ العارف ابو الفرج بن الجوزى به تحصيل مشغول بوده و بعد از آن مريد عبد القادر گيلانى است و در صحبت شيخ عبد القادر عزيمت حج نموده و بعد از آن گويند چهارده نوبت حج كرد . وفات شيخ در محروسهء شيراز در روزگار اتابك محمّد شاه بن سلغر شاه بن سعد زنگى بوده . آتشكدهء آذر 144 : در سنهء 660 به عالم باقى رفت . ( در سال فوت اين استاد سخن اختلاف بسيار است ولى سال‌هاى 691 تا 694 بيش‌تر مورد اعتماد است . م )