تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
آن را كه غمزهء تو ز كشتن امان دهد * اين است خونبها كه به ياد تو جان دهد

سليمان

سلطان سليمان برادرزادهء سلطان سنجر است . چون يكى از سلاطين « 1 » او را اسير كرد ، در آن حالت اين رباعى گفته :
از دست تبه‌كارى اين مشتى « 2 » رند * در كام حيات هست « 3 » چون حنظل قند اى ايزد بىنياز ، آخر مپسند * ديوان همه آزاد [ و ] « 4 » سليمان در بند « 5 »

سلطان محمّد خوارزمشاه

پادشاه با جاه بود . گاهى يك دو بيت موزون مىنمود . منه :
امروز خرد با من بىچاره به ناز * گفتا بشنو پند حقيقت ز مجاز ايّام بلاست ، شادمانى مطلب * با نيك و بد آن‌چنان‌كه مىبايد ساز

سعد الدّين حموى

حضرت شيخ سعد الدّين حموى ، صاحب علوم ظاهر و باطن و مصنّف كتاب محبوب القلوب و سجنجل الارواح است . فى التّاريخ اليافعى كان صاحب الاحوال و الرّياضت و له مريدون و كلام و سكن بفج فاسيون مدة ، ثم رجع خراسان فتوفّى هناك ، انتهى . القصّه ، عمر آن حضرت به شصت و سه سال رسيده و روز عيد الضّحى در سنهء ششصد و پنجاه رحلت نمود . از اصحاب حضرت نجم الدّين كبرى است . « 6 » وى راست :
هامش
تاريخ ادبيات صفا 749 : از اهل اسفرنگ ماوراء النّهر است . در خوارزم نشو و نما يافته و به انواع علوم آراسته بود . معاصر عهد ايل ارسلان تا سلطان محمّد خوارزمشاه بوده . شاعران معاصر وى شمس خاله و ضياء الدّين خجندى و مجير الدّين بيلقانى بوده‌اند و ممدوحانش عبارتند از : سلطان سنجر سلجوقى و خسرو ملك غزنوى و تاج الدّين محمود خان . سلاطين خوارزمشاهى را نيز مدح گفته است . از اوست :چو ز حرف ما گذشتى ، قلمى در آسمان كش * به مثال لاابالى ، خط نسخ در جهان كش ز گشادِ نامهء دل ، رقم خيال كم كن * ز هواى خود چو عنقا ، پر و بال در نهان كش( 1 ) . روز روشن 367 : سلطان مسعود بن ملكشاه . ( 2 ) . متن : مشت . از روز روشن تصحيح شد . ( 3 ) . روز روشن : حيات ماست . ( 4 ) . از روز روشن افزوده شد . ( 5 ) . بيتى ديگر از روز روشن :ديده از آتش دل غرقهء آب است مرا * كار اين چشم ز سرچشمه خراب است مرا( 6 ) . دهخدا : سعد الدّين محمّد بن مؤيّد بن ابى بكر حمويه جوينى ، صاحب ترجمه‌اى از اشهر مشاهير صوفيهء عصر خود و از جملهء اصحاب شيخ نجم الدّين كبرى بوده است . در سال 650 به روايت مشهور ، يا 649 يا 658 يا 665 درگذشت و قبر وى در بحرآباد جوين است .