زين الدّين خوافى
حضرت زين الدّين ساكن خواف و ذات گراميش مستغنى عن الاوصاف است . در سنهء 833 وفات يافت . « 1 » منه :
دلا منگر در اين عالم به رويى * نخواهى ديد در عالم چو اويى
تو خود آيينهاى در خود نظر كن * كه بينى عاقبت روى نكويى
زلالى خراسانى
از شعراى عصر سلطان حسين بايقراست . « 2 » وى راست :
چشمى كه بود لايق ديدار ندارم * دارم گله از چشم خود ، از يار ندارم « 3 »
زيبايى
ملّا زيبايى ، از سخنوران نامى و معاصر ملّا جامى است . منه :
قامتت شيوهء « 4 » رفتار چو بنياد كند * سرو را بندهء خود سازد و آزاد كند
زمانى
ملّا زمانى مصاحب بديع الزّمان ميرزا سلطان حسين بايقراست . وى راست :
به آب ديده يك ره كم نشد سوز دل زارم * مگر از خاك تسكين يابد اين آتش كه من دارم
هامش
بىچارهتر از خويش نديدم نفسى * از دست دل خويش نه از دست كسىو در روز روشن به اين صورت :در عالم بىوفا دويديم بسى * بىچارهتر از خويش نديديم كسى
تازانهء روزگار خورديم بسى * از دست دل بىادب پرهوسىنوشتهء مرآت الفصاحه را به متن برديم .
( 1 ) . روز روشن 335 : مولانا زين الدّين خوافى است كه در سنهء 833 به مرض طاعون رخت از سراى فانى بست . از اوست :آتش به من اندر زن ، سوز دلم افزون كن * اين دود وجودم را از روزنه بيرون كنرياض العارفين 82 : از اكابر مشايخ سلسلهء سهرورديه است . او مريد شيخ عبد الرّحمان نظرى بوده كه سلسلهاش به شيخ معروف كرخى مىرسد .
( 2 ) . ريحانة الادب 2 / 379 : زلالى هروى ، در سال 931 ه . ق . درگذشت .
آتشكدهء آذر 153 : به قصيده بيشتر از ساير فنون شعر مايل بود . در هرات وفات يافت .
تحفهء سامى 127 : از ساير اقسام شعر به قصيده بيشتر مىپرداخت و در قصيدهاى شكايت از شعرا كرده بود . اين دو بيت از آنجاست :به كه فكرم نايد از بىكاغذى بيرون به زور * همچو ابكار بنات النّعش از بىچادرى
شعر فضل و شاعر آمد فاضل ، امّا چون طمع * لازم شعر است ، بيزارم ز شعر و شاعرىو مطلع زير از نتايج طبع اوست :نخواهى كرد باور خارخار سينهء چاكم * مگر روزى كه گيرد دامنت خار سر خاكم( 3 ) . در متن ، رديف « نداريم » آمده . از ريحانة الادب تصحيح شد .
( 4 ) . مجالس النّفايس 82 : شيوه و .