باب الزاء معجمه
زكى كاشغرى
لطيف الدّين زكى تخلّص كاشغرى « 1 » ، اصلش از مراغه و مولدش كاشغر است و معاصر سلطان سنجر بود . اوستاد نيكوست . « 2 » از اوست :
اى زلف تو هم گشاده « 3 » هم بافته خوش * گاهى گرهى زده گهى « 4 » تافته خوش
هم زلف تو ديده از رخت « 5 » روزى نيك * هم روى تو از زلف شبى يافته خوش
زكى
مولانا عبد اللّه زكى تخلّص ، صاحب خرق و كرامات است . در سنهء 699 وفات يافته . « 6 » منه :
در عالم بىوفا دويديم بسى * بىچارهتر از خويش نديديم كسى
تازانهء روزگار خورديم به دهر * از دست دل خويش ، نه از دست خسى « 7 »
هامش
( 1 ) . لباب الالباب 2 / 371 : لطيف الدّين زكى مراغهاى . و اشعار زيادى از وى آورده است .
( 2 ) . روز روشن 326 : لطف اللّه كاشغرى از ستايشگران سلطان سنجر است . از اوست :يا رب چه ظريف و ماهر و ترك است آن * كز عكس رخش تيره بود تركستان
گر بوسه ستانى برد از تركستان * وانگه ستان كه باشد آن تركستان( 3 ) . متن : گشاد . از روز روشن تصحيح شد .
( 4 ) . متن : گه . از روز روشن تصحيح شد .
( 5 ) . متن : از جهت . از روز روشن تصحيح شد .
( 6 ) . مرآت الفصاحه 253 : اسمش عبد اللّه بن ابى تراب و جمعى از افاضل مثل قاضى ناصر الدّين بيضاوى و قطب الدّين علّامه و عبد اللّه بزغش ، در نزد او تحصيل مىكردهاند .
روز روشن 327 : مولانا عبد اللّه نهاوندى ، قاضى بيضاوى از تلامذهء اوست و در سنهء 607 به جوار رحمت ايزدى پيوست و او به ذو الموتين شهرت دارد كه قبل از وفات خود وصيّت كرده بود كه هرگاه روح از تن من پرواز خواهد نمود استفتايى از مصر خواهد رسيد . آن را به دست من بايد داد كه جوابش خواهم نوشت . روزى كه ملّا از اين دار فانى رحلت فرمود و او را بر تخت غسل ميّت نهادند ، استفتاء مذكور رسيد . بعض ارباب عقيدت برطبق وصيّت كاغذ استفتاء بر دست ملّاى مرده گذاشتند و همان دم برخاست و دوات طلبيده جواب با صواب نوشت باز بخوابيد و همچنان ميّت گرديد .
دهخدا : زكى شيرازى ، استاد و معلّم جميع فضلا و علماى آن زمان بود . به سال 677 درگذشت .
( 7 ) . رباعى در متن به اين صورت آمده :در عالم بىوفا دويديم بسى * تازانهء روزگار خورديم بسى