برق آهيم كه جستيم و بر افلاك شديم * در برت چون بكشم تنگ كه مست آمدهاى
طفل اشكيم كه زاديم و ته خاك شديم * چون نبوسم كف پايت كه به دست آمدهاى
رضوان
رضوان تخلّص شخصى از مردم ولايت است . منه :
چون پير شدى مشو ز مردن غافل * صبح شب مهتاب نهان مىباشد
رسايى پنجابى
محمّد ارشد رسايى تخلّص ، از ملك پنجاب بود . « 1 » منه :
با مخالفمشربان يكجا نشستن خوب نيست * اين غلط مجموعه را شيرازه بستن خوب نيست
رضا مشهدى
محمّد رضا مشهدى ، واسوخت خوب مثل ملّا وحشى دارد . منه :
تا عقيق كنده را ديدم به خود گفتم دريغ * سنگ پهلو مىكند خالى ز ننگ و نام ما
راهب اصفهانى
مير جعفر راهب تخلّص صفاهانى ، اصلش از نايين است . تا سنهء يكهزار و يكصد و شصت در صفاهان زنده بود . « 2 » خوشگوست . از اوست :
ضعف تن بس كه مرا مانع شبگير شده است * سايهام همچو خط جاده زمينگير شده است
با اسيران بلا هيچ نمىپردازد * غمزهء يار ز خون خوردن من سير شده است
مدّتى شد كه در اين ميكده خميازه كشم * تا رسد دور به من دختر رز پير شده است
*
اغنيا « 3 » را نبود بهرهاى از عمر دراز * زودتر بگسلد آن رشته كه گوهر دارد
هامش
( 1 ) . دهخدا : از گويندگان قرن دوازدهم هندوستان بود .
تذكره شعراى پنجاب 159 : مريد قدوة العارفين شاه و معاصر محمّد شاه پادشاه بود .
روز روشن 290 : محمّد ارشد پنجابى از معاصران سراج الدّين على خان آرزوست . از اوست :مپرس از رسايى ندانم ز حالش * غبار ره يار گرديده باشد( 2 ) . آتشكدهء آذر 373 : اسم شريفش ميرزا جعفر حسينى طباطبايى ، از طرف پدر اولاد ميرزا محمّد رفيع نايينى و از جانب مادر از احفاد نوّاب خليفه سلطان است . در سنهء 1166 طاير روحش به گلزار جنان پرواز كرد .
( 3 ) . متن : اغنيان . تصحيح شد .