رشيد زرگر اصفهانى
رشيد زرگر در اصفهان مىماند . معاصر نصرآبادى است . « 1 » منه :
دل گشت خون ، نالهء درد آشنا نكرد * چون شيشهء حباب شكست و صدا نكرد
رسا
ميرزا ايزدبخش رسا تخلّص ، منشى والافطرت و شاگرد شيخ عبد العزيز عزّت و صاحب فكرت رساست . « 2 » وى راست :
عشرت گيتى نصيب مردم فرزانه نيست * اين سخن را از من ديوانه مىبايد نوشت
رافع
محمّد صالح رافع تخلّص ، گاهى صالح هم تخلّص مىنمود . منه :
اگر دشمن ز من پرسد و گر دوست * چو موسيقار فريادم ز پهلوست
رضا
محمّد رضا درويشى بود . تمام عمر با موزونان گذرانيده . منه :
چون گلرخان به جانب عشّاق رو كنند * صد چاك دل به تار نگاهى رفو كنند
راضى زرگر
محمّد رضا راضى تخلّص زرگر ، از تبارزه عبّاسآباد صفاهان بود . « 3 » منه :
چندانكه صحن باغ ز برگ خزان پر است * از ناخن شكسته دلم بيش از آن پر است « 4 »
هامش
( 1 ) . روز روشن 292 : مولدش عبّاسآباد اصفهان بود و در زرگرى و ميناكارى و شاعرى مهارت كامل داشت . از اوست :قدم چو مهر به آهستگى به خاك افشار * كه مور باديهء عشق آهوى حرم است*شب كه از شوق رخت انجمن افروخته بود * نگه گرم چو پروانهء پرسوخته بود*مىجهد برق ز نقش قدم راهروان * خار اين باديه با آبلهء پا چه كند*پيدا و نهان چو شمع در فانوسم * مشهور و خفى چو گنج دقيانوسم
القصّه در اين چمن چو بيد مجنون * مىبالم و در ترقّى معكوسمدانشمندان آذربايجان 159 : از تبريزيان عبّاسآباد اصفهان است . در زرگرى و ميناكارى بىنظير بود . به هندوستان سفرى كرد و به اعتبار صنعتش در نزد پادشاهان اعتبار داشت . پيش از سال 1081 درگذشت .
( 2 ) . دهخدا : رساى اكبرآبادى ، ميرزا ايزدبخش ، از گويندگان قرن يازدهم هجرى بود .
( 3 ) . نصرآبادى 393 : راضى تبريزى ، ساكن عبّاسآباد بود و زرگرى مىكرد . مدّتى در هند بسر برد ، آنگاه به تبريز بازگشت و باز به هند رفت .
( 4 ) . شعرى ديگر از نصرآبادى :