تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠

رضى شيرازى

سيّد مرتضى شيرازى « 1 » رضى تخلّص داشت . « 2 » منه :
هرچه ما بيداد مىپنداشتيم آن داد بود * خصمى افلاك با ما سيلى استاد بود

رضى اصفهانى

استاد سخن‌دانى است . بعضى محسن و رضى صفاهانى را يك كس دانند . « 3 » منه :
زلفش به خط سپرد « 4 » رضى عهد دلبرى * خوبى از اين دو سلسله بيرون نمىرود

رفيع نورانى

ميرزا حسن بيگ رفيع تخلّص نورانى ، از عمده منصب‌داران شاهجهان پادشاه است . « 5 » چون اين بيت او مقبول طبايع خاص و عام شد :
عمر گر « 6 » خوش گذرد زندگى خضر كم است * ور به ناخوش گذرد نيم نفس بسيار است
مير معزّ دخل كرد كه به ناخوش درست نيست . يا با ناخوش بايد گفت يا به ناخوشى . ميرزا حسن بيگ شنيده به تلخى گذر و درست كرد ، امّا شعر از مزه افتاد و خان آرزو مىنويسد كه [ نا ] خوش در اينجا به معنى ناخوشى است و اين‌چنين در محاوره اساتذه آمده است . پس ناخوش به معنى ناخوشى صحيح باشد . غايت الغايت آن‌كه به غلط اهل روزمره قايل بايد شد . القصّه او كلّيات ضخيم دارد و در تعريف تخت طاووس گويد :
اگر پاسبانش بود مست خواب * به رويش فشاند ز ياقوت آب
هامش
( 1 ) . در متن نام وى سيّد مير تقى شيرازى آمده . از نصرآبادى تصحيح شد . ( 2 ) . نصرآبادى 178 : سيّد مرتضى ، از سادات شريفى شيراز است . در زمان وزارت ميرزا معين الدّين محمّد قاضى القضات شيراز بوده با ميرزا هادى وزير فارس در خدمت شاه ابو الولى نسّابه مباحثه مىكرد . از اوست :زبان تا در دهان دارم حديث اوست مىگويم * چو مرغ دوست تا دم مىزنم يا دوست مىگويم*مىدهم جان به رهت مرتبه فقر و فناست * چه كنم گرد سرت عالم درويشىهاست*آن غلط فهم اين گمان دارد كه از من برده دل * من فراغت دارم و او ناز ضايع مىكند( 3 ) . تحفهء سامى : آقا رضى از مردم اصفهان بود . براى گردش و سياحت به هندوستان سفر كرد و در بازگشت به سال 1024 درگذشت . از اوست :در فراق تو خيالى است تن بىجانم * كه چو فانوس به تحريك نفس مىگردد( 4 ) . متن : خط سبز . از آتشكدهء آذر كه اين بيت را به نام رضى آرتيمانى نوشته است تصحيح شد . ( 5 ) . نصرآبادى 268 : اصلش از قزوين است ، امّا چون در مشهد بسيار بوده به مشهدى شهرت دارد . در اوايل حال به بلخ رفته در خدمت محمّد خان به كتابدارى مشغول بوده و از متانت و بزرگى داماد عالىجاه عبد العزيز خان شد . ( 6 ) . نصرآبادى : اگر . و بيت مطلع غزل چنين آمده :نگه گرم تو با اهل هوس بسيار است * شعله را ميل به آميزش خس بسيار است
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 300 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده